تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
آنان را رماند ، اما من آنان را به محل آن شتر رهنمون شدم و اين در حالى بود كه در راه خود به سوى شام بودم . سپس پيش رفتم و هنگامى كه در صحنان بودم با كاروان بنى فلان برخورد كردم و كاروانيان را خفته يافتم . آنان ظرف آبى داشتند كه روى آن را با چيزى پوشيده بودند . من آن پوشش را برداشتم و آنچه در آن بود نوشيدم و آن را همانند قبل پوشاندم . نشانهء صدق اين ماجرا آن است كه همينك كاروان آنان از ثنية التنعيم البيضاء وارد مىشود در حالى كه شترى خاكسترى رنگ پيشاپيش كاروان است كه دو جوال بر بار اوست : يكى سياه و ديگرى سياه و سفيد . [ در پى اين فرمودهء رسول خدا ( ص ) ] مردم به منطقهء پيچ تنعيم رفتند و همان شترى را كه رسول توصيف فرموده بود پيشاپيش كاروان ديدند و نيز از كاروانيان دربارهء آن ظرف و آن شتر رميده پرسيدند و آنان ماجرا را همان گونه توصيف كردند كه پيامبر ( ص ) فرموده بود » « 18 » . اين روايت همه حاكى از آن است كه اسراء يا همان سفر شبانه رسول خدا ( ص ) از مسجد الحرام تا مسجد الاقصى با روح و بدن بود ، چه اين كه آن حضرت [ و نه روح او ] با مسافران ميان راه مكّه و شام برخورد كرد و از آنچه در اين برخورد پيش آمده بود براى مكّيان سخن گفت و اين گفته‌ها [ از سوى آن مسافران ] مورد تصديق و تأييد قرار گرفت . البتّه هر چند در سند برخى در اين روايات جاى تأمل و سخن است ، اما مجموع آنها به گونه‌اى است كه هر يك ديگرى را تأييد و تقويت مىكند و مهمتر از همه آن كه به ظاهر آيهء قرآن مؤيّد همين مطلب است و بلكه هيچ مفهوم و مدلولى جز همين ندارد مگر آن كه دليلى در مقابل آن اقامه شود . علاوه بر اين ، اگر اسراء تنها يك سفر روحانى و يا يك رؤياى صادق بود هيچ شگفتى و غرابتى وجود نداشت كه مانع تصديق آن از سوى مردم شود و در چنين صورتى قبل از هر چيز رسول خدا ( ص ) به مردم اطّلاع مىداد كه اين سفر يك
هامش
( 18 ) - البداية و النهاية ، ج 3 ، ص 110