اسراء « 15 » آن است كه اين سفر شبانه با تن و روان صورت پذيرفته و به همين سبب خداوند « اسرى بعبده » فرموده و اين در حالى است كه عبد [ يابنده خدا ] به مجموع پيكر انسانى تن و روان با هم ، اطلاق مىشود و تا زمانى كه آيهء قرآن در چنين چيزى ظهور دارد و هيچ دليلى از عقل و نقل در نقض آن اقامه نشده ، پذيرش همين ظاهر لازم است ، چه اين حقيقت در جاى خود ثابت شده كه هر لفظى به معناى ظاهرى آن تفسير مىشود مگر آن كه به دليل وجود معارضى حمل آن بر ظاهر امكان نداشته باشد ، حال آن كه در اينجا هيچ معارضى براى ظاهر آيه وجود ندارد .
علاوه بر اين ، روايت شده است كه آن حضرت در راه سفر خود به بيت المقدس به كاروانى از قريش برخورد كرد و [ صداى حركت مركب او ] يكى از شتران اين كاروان را وادار به فرار ساخت و پس از آن رسول خدا ( ص ) كاروانيان را به محل آن شتر رهنمون گشت و [ چون آنان به مكّه بازگشتند ] مكّيان را از اين ماجرا آگاه كردند « 16 » .
همچنين روايت شده است كه مردم مكّه سخنان رسول خدا ( ص ) دربارهء اين سفر را انكار كردند و اوصاف يكى از كاروانهاى خود را كه در راه شام بود و آن حضرت با آن برخورد كرده بود از او خواستند و رسول نيز آن را براى ايشان توصيف فرمود . آن گونه كه در البداية و النهاية مىگويد پيامبر ( ص ) دربارهء اين سفر خود و استدلال بر صدق و راستى خويش فرمود :
« نشان صدق اين ماجرا آن است كه من در طى اين راه به كاروان بنى فلان در فلان نقطه برخورد كردم و صداى مركبى « 17 » كه بر آن نشسته بودم يكى از شتران
هامش
( 15 ) - اسراء / 1 : « سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا » ، « منزّه است خدايى كه بندهء خود را شبانه از مسجد الحرام به مسجد الاقصى كه پيرامونش را بركت داديم برد تا از آيتهاى خويش به او نشان دهيم » .
( 16 ) - سهيلى ، الروض الانف ، ج 1 ، ص 244 .
( 17 ) - اين مركب همان « براق » است كه دربارهاش سخن خواهيم گفت .