بر همين اساس دربارهء ماهى كه اسراء در آن صورت پذيرفته اختلاف شده ، سدى مىگويد در ذى قعده و زهرى مىگويد در ربيع الاول اتّفاق افتاده است .
از جابر و ابن عباس نيز روايت شده است كه گفتند : « پيامبر ( ص ) در شب دوازدهم ماه ربيع الاول به دنيا آمد ، در همين ماه مبعوث شد ، در همين ماه به معراج رفت ، در همين ماه هجرت كرد و بالاخره در همين ماه بدرود حيات گفت » .
در روايت ديگرى آمده است كه اسراء در شب بيست و هفتم ماه رجب بود ، در اين باره ابن كثير مىگويد :
« حافظ ابن سرور مقدسى همين نظر را برگزيده و در اين باره حديثى آورده كه سند آن صحيح نيست و ما در فضايل ماه رجب اين نكته را متذكّر شديم . آن حديث اين است كه « اسراء در شب بيست و هفتم ماه رجب بوده است »
البته خداوند خود داناست .
برخى نيز چون مدّعىاند كه اسراء در شب اوّلين جمعهء ماه رجب بوده است اين شب همان « ليلة الرغايب » است كه نماز مشهورى در آن بدعت نهاده شد ، در حالى كه هيچ اصلى ندارد و البتّه خداوند خود داناست » « 9 » .
در نهاية الارب آمده است كه اسراء در شب شنبه هفدهم رمضان و هيجده ماه قبل از هجرت به وقوع پيوست و اين در حالى بود كه رسول خدا ( ص ) 51 سال و نه ماه سن داشت .
بدين ترتيب به اين نتيجه مىرسيم كه صاحبان سيرهء نبوى در تعيين روزى كه
هامش
( 9 ) - البداية و النهاية . ج 3 ، ص 109 . البته هرگز چنين ملازمهاى وجود ندارد كه آنچه ابن كثير اصل و مستندى براى آن نديده و يا نخواسته ببيند واقعا نيز داراى اصل و مستند شرعى نباشد ، زيرا روشن است كه هر يك از مذاهب فقهى در احكام خويش اصول و ادله خاص خويش را دارند و تا زمانى كه بنا نباشد اصل درستى و يا نادرستى هر يك از اين مذاهب مورد بحث و مناظره قرار گيرد - كه البته چنين چيزى حقانيت مذهب فقهى شيعه را آشكار مىسازد - بدعت خواندن اعمال خاصى كه در يك مذهب وجود دارد و مذهب ديگر آن را به