براى هيچ تكذيب و هيچ دليل و مجوّزى براى هيچ ترديدى وجود ندارد ، بويژه آن كه اصل اين ماجرا ، با ظاهر قرآن اثبات شده و روايات تنها شكل آن - و نه اصل وقوع آن - را عهدهدار شده است ، چرا كه اصل وقوع آن با قرآنى ثابت شده كه باطل از هيچ سوى بدان راه ندارد ، هر چند كسانى كه منكر اين گونه حقايق مىشوند ظاهر قرآن را نامأنوس و ناآشنا مىشمارند و پس از آن - تازه در صورتى كه اندك ايمانى در دلهاى آنان باقى مانده باشد - به تأويل روى مىآوردند [ وگر نه اصل قرآن را نيز مورد انكار قرار مىدهند ] .
295 - كسانى كه از مفاد آيات قرآن به شگفت مىآيند و اظهار نامأنوس بودن آن مىكنند و سپس در صورتى كه مسلمان باشند به تأويل آيات روى مىآورند چنين اشكال مىكنند كه اگر چنين حادثهاى كه يك رخداد جهانى است وقوع مىيافت ، على القاعده بايستى در همهء سرزمينهاى عالم ديده مىشد و تنها اعراب شاهد آن نمىشدند . اين اشكال را [ پيش از همه ] مسيحيانى كه كتب شرق شناسى نوشتهاند بر زبان آورده و كسانى كه مسائل اسلامى را از آنان مىگيرند و از طريق آنان مىشناسند اين اشكال را از آنها نقل كردهاند .
اينك ما [ در وهلهء اوّل ] به آن دانشمندان غربى كه در قرآن كريم تشكيك مىكنند مىگوييم شما در آيين خود امورى شگفت انگيزتر و نامأنوستر از اين را مورد تصديق قرار دادهايد ، چه انجيلهايى كه به ديدهء باور به آنها مىنگريد و بدانچه در آن است ايمان داريد در بردارندهء امورى از اين قبيل است آن سان كه در مورد ميلاد مسيح ( ع ) در انجيل چنين آمده كه ايرانيان زرتشتى از طريق ستارهاى كه نشان ولادت مسيح ( ع ) بود از ميلاد او آگاهى يافتند و از سرزمين خويش به قصد ديار او حركت كردند در حالى كه آن ستاره پيشاپيش آنان حركت مىكرد تا آنجا كه از طريق همين [ ستاره يا ] ستارگان محّل ولادت او را يافتند . اينك جاى اين پرسش از شماست كه آيا آن سان كه از مسلمانان مىخواهيد ثابت كنند كه همه مردم شكافته شدن ماه را ديدهاند همه مردم در زمان ولادت مسيح ( ع ) آن ستاره را ديدند و از
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 106
مساهمون: حسين صابري
ص١٠٦