شهر ميعادگاه مردم ، جايگاه امنيّت و محلّ اجتماع و برخورد همهء اعراب ، با همهء اختلاف قبايل و تفاوت باورهاشان ، گرديد .
ب : علاوه بر موقعيّت اين شهر ، ساكنان آن نيز قريش بودند ، كسانى كه اگر بلندى و والايى به انديشه باشد ، از همهء اعراب انديشهاى والاتر داشتند ؛ اگر نسب مايهء افتخار باشد ، از همه نسبى شرافتمندانهتر داشتند و بالاخره اگر امتياز به زبان باشد ، زبان آنان از نظر گنجايش مفاهيم و معانى ، قويترين ، از نظر الفاظ فصيحترين ، از نظر اسلوب روشنترين زبانها بود و به همين دليل نيز ، ديگر اعراب تلاش داشتند تا آثار ادبى آنان به زبان قريش باشد ، شاعران بشدّت مراقب آن بودند كه اشعارشان به زبان قريش باشد و نيز افتخار مىكردند كه سبك گفتار ايشان سبك قريش باشد .
راويان ادب آوردهاند كه هركس از شاعران و اديبان كه در اين ميان گوى سبقت را مىربود ، شعرش بر پردههاى كعبه آويخته مىشد ، گويا به دليل جايگاه ويژهء آثار ادبى در ميان مردم با اين كار اين آثار شعرى و ادبى حفظ مىگرديد .
ج : امتياز ديگر وجود بيت اللّه الحرام در اين شهر است كه اين خود ، مهمترين سبب جايگاه ويژهء اين شهر مىشد . چرا كه ، اينجا خانهء مقدّس دينى اعراب و مظهر شرافت و سربلندى آنان بود كه به سوى آن سفر مىكردند و در سايهء آن امنيّت مىيافتند ، آن گونه كه خداوند مىفرمايد : « آيا نديدند كه ما حرمى امن قرار داديم و مردم از مناطق خارج و اطراف آن غارت مىشدند . آيا آنان به باطل ايمان مىآورند و نعمت خداوند را مورد ناسپاسى قرار مىدهند ؟ » « 30 » .
اعراب به دليل مقدّس دانستن اين خانه و احترام به جايگاه ويژهء آن ، بر خود حرام مىدانستند كه در داخل سرزمين حرم به جنگ بپردازند يا كسى را بكشند ، حتى آنان با همهء سختگيرى در انتقام خونهاى ريخته شدهء از خاندان خود - كه جامعهء
هامش
( 30 ) - عنكبوت / 67 .