هركس وارد آن شود ، ايمن خواهد بود » « 28 » .
همانگونه كه جزيرة العرب سرزمينى با ويژگيهاى خاص خود بود ، مكّه نيز شهرى برجسته در ميان اعراب به شمار مىرفت و اسباب و زمينههاى فراوانى در ميان اعراب دست بدست هم داده و اين شهر را مظهر عزّت و سرافرازى ، محل گرد آمدن اعراب و جايگاه بالندگى زبان و ادبيات عرب قرار داده بود . مهمترين و برجستهترين اين عوامل از اين قرارند :
الف : پدر پيامبران ابراهيم همان كسى بود كه براى نخستين بار سنگ بناى اين شهر را نهاد و اين شهر پس از آن ، شهر بزرگ اعراب و شهر محورى آنان بود كه همه توانمنديهاى آن مردم بر محور اين شهر قرار مىگرفت . مكّه و ساكنان آنكه همان فرزندان ابراهيم بودند در ميان اعراب جايگاه رفيعى يافتند و اين مظهر استجابت دعاى ابراهيم آن بود آنجا كه از خداوند چنين خواست : « پروردگارا من خاندان خود را در سرزمينى بىآب و علف و در حريم خانهء پر احترام تو مسكن دادم . پروردگارا ، اين كار براى آن بود كه نماز به پاى دارند ، پس دلهاى مردمان را به سوى آنان مشتاق ساز و آنان را از همه بهرهها برخوردار گردان باشد كه شكر گزارند . پروردگارا ، تو آنچه را پنهان مىكنيم و آنچه را آشكار مىسازيم مىدانى و هيچ چيز ، در زمين و در آسمان ، بر تو پوشيده نيست . سپاس خداوندى را كه عليرغم كهولت سن ، اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد كه پروردگار من دعاى بندگان را مىشنود . پروردگارا مرا بر پاى دارندهء نماز قرار ده و از فرزندان من نيز چنين كسانى قرار ده پروردگارا دعاى مرا بر آورده ساز » « 29 » .
استجابت دعاى ابراهيم آن بود كه مكه موقعيتى و الا يافت و از همان زمان كه او بيت الله را بنا نهاد ، اعراب از راههاى دور و دراز به مكّه سفر مىكردند و اين
هامش
( 28 ) - آل عمران / 97 - 96 .
( 29 ) - ابراهيم / 40 - 37 .