در رتبهاى همانند خدا قرار مىدادند و در خير و شر از او فرمان مىبردند و چنين تصوّر مىكردند كه همانسان كه پدرانشان خو گرفته بودند گفتههاى فرعون مقدّس است و كردههاى او ، مورد اطاعت . گرسنگى و برهنگى را تحمّل مىكردند و بدان تن در مىدادند . زيرا آنان با فرعون خو گرفته بودند و به همين دليل ، اطاعت از كسى را تصوّر نمىكردند مگر آنكه وى همانند فرعون باشد .
موسى نيز به هنگام بعثت در جايى جز مصر و خارج از سرزمين فرعون مبعوث شد و هنگامى كه فرعون را به حق فرا خواند ، هيچكس ، جز ساحران و گروهى اندك از مردم ، به وى پاسخ مثبت نداد . بدينترتيب ، از قوم فرعون جز عدّهاى اندك ايمان نياوردند . موسى براى نجات پيروان خود آنان را از مصر خارج كرد و فرعون را خدا در دريا غرق ساخت و آنگاه موسى به سينا رفت تا دعوت حق را بر مردم عرضه كند . اما آنان چون بر عادات و خوى گذشتهء مصريان تربيت يافته بودند ، صلاح نيافتند . حتى آنان مىخواستند از گوسالهاى كه خود ساخته بودند براى خود خدايى قرار دهند تا همانگونه كه مصريان گوساله مىپرستيدند ، آنان نيز گوساله بپرستند . اين مؤمنان همراه موسى همچون بقيّهء مصريان تن به ذلّت داده بودند و به همين سبب ، هنگامى كه موسى از آنان خواست تا به سرزمين مقدّسى كه خداوند بر ايشان تقدير كرده بود در آيند ، روحيّات نكبت زاى آنها بر ايشان غلبه يافت و ذلّت و خواريى كه فرعون بدانان چشانده بود ديگر بار بر آنان چيره شد .
ماجرا را در قرآن چنين مىخوانيم : « موسى به آن مردم فرمود : اى مردم به سرزمين مقدّسى در آييد كه خداوند برايتان تقدير كرده است و به گذشتهء خويش بر مگرديد كه در اين صورت زيانكار خواهيد شد . آنان گفتند : اى موسى ، در آن سرزمين مردمى ستمگر هستند و ما وارد آن نخواهيم شد مگر آنكه آنان از آنجا بيرون روند كه اگر بيرون رفتند ما وارد خواهيم شد . از اين ترسيدگان ، دو نفر كه خداوند به آنان نعمت شجاعت داده بود گفتند از در بر ايشان وارد شويد كه در اين صورت غلبه خواهيد يافت . بر خدا توكل ورزيد اگر ايمان داريد . اما مردم گفتند :
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 96
مساهمون: حسين صابري
ص٩٦