از گرسنگى ، سير كرد و پس از ترس و ناامنى ، در امنيت قرارداد » « 31 » .
بايد يادآورى كرد كه بتپرستى در ميان اعراب رواج يافته و بر آنان سايه انداخته بود و بدينترتيب ، دين ابراهيم ، دين هود ، صالح و ديگر پيامبران را از ياد برده بودند و آنگونه كه نجاست در آب پاك و بىآلايش پخش مىشد ، بتپرستى در ميان آنان گسترش يافته بود در اين ميان آنگونه كه از اخبار عرب برمىآيد ، شايد قريش كه در مكه مىزيستند آخرين كسانى بودند كه به بتپرستى گرويدند ؛ چرا كه ، بتپرستى از سرزمين آنان سرچشمه نگرفت ، بلكه از ديگران به آنان سرايت كرد . بتپرستى يكى از جريانات و امواج فكريى بود كه در آن عصر و دورههاى قبل از آن رواج يافته بود تا آنجا كه برخى از مردم گمان كردهاند ، اين نيز يكى از تفكّرات دينى بود كه از سرزمينى ديگر به سرزمين اعراب سرايت كرده و از مردمى ديگر به ميان آنان وارد شده بود .
پيش از اين نيز يادآور شديم كه اعراب و بويژه قريش نسبت به بتها چندان اعتقادى نداشتند كه در دلهاى آنان جاى گرفته باشد . زيرا در انديشهء آنان ، در كنار اعتقاد به بتها ، اعتقاد به اين حقيقت كه خداوند آفريدگار هستى است و نيز آثارى از تعاليم ابراهيم ( ع ) وجود داشت و مناسك حج - كه با مقدارى تفاوت با شريعت ابراهيمى و يا با مقدارى انحراف برگزار مىشد و نيز الفاظ و عباراتى كه به صورت موروثى در اين مراسم ادا مىكردند - و البته گرفتار تحريفى بود كه آن را به بتپرستى نزديك مىساخت نمونههايى از اين تعاليم بودند .
همين باقيماندههاى تعاليم و آيين ابراهيم در ميان قريش ، آنان را جايگاهى مناسب براى رسالت الهى قرار مىداد . اگر چه بعدها بتپرستى قريش در مقابل رسالت توحيد كه محمد ( ص ) آن را آورده بود ، به مقاومت پرداخت ، اما اين رويارويى و مقاومت همه از سر اعتقاد نبود ، بلكه از سلطه تعصب جاهلى [ بر
هامش
( 31 ) - سوره قريش .