نيز آن را حفظ كردند - و نيز صداقت دل و راستى در گفتار و كردار آنان بود كه بدان مىپرداختند .
عنصر سوم عصيانگرى اعراب است كه به مقتضاى اين روحيّه هرگز به خوارى و ذلت از كسى فرمان نمىبردند ، بلكه با درايت و فهم و به ارادهء خود ، بىآنكه مجبور شوند از رهبر مورد پسند خويش فرمان مىبردند .
بدينترتيب ، بعثت رسول خدا ( ص ) در ميان چنين مردمى رخ داد و در اين زمان بود كه ويژگيهاى نيك نهفتهء اعراب خود را آشكار ساخت و در ميان ظلمت موجود در آن عصر راه خود به سوى نور را شكافت .
خداوند مىداند رسالت خود را در كجا قرار دهد .
37 - آرى ، تنها خداوند است كه شخص لايق رسالت را انتخاب مىكند و آنان را كه بايستى بار رسالت را بر دوش كشند و نيز مردمى را كه وحى در ميان آنان فرود مىآيد و آنان عهدهدار تبليغ رسالت الهى به ديگر مردم مىشوند ، بر مىگزيند .
اين بار ، خداوند سرزمين عرب را برگزيد ؛ چه ، اينجا سرزمين رسالتهاى جهانيى بود كه پيامبران بشير و نذير به همراه كتاب الهى و قدرتى بسنده براى حفظ آن در آنجا برانگيخته شده بودند .
در اين سرزمين عبرتها و گرفتاريهاى پندآموز است . در اين سرزمين آثارى است كه ما را به درس گرفتن از خود فرا مىخواند . اينجاست كه هيچ طمع و آزى به حكم راندن و سلطه بر آن اشراف نيافته و جايى است كه نيروهاى شر آفرين بر آن غلبه نيافتند ، هر چند عيوب و كاستيهايى در ميان ساكنان اين سرزمين وجود داشت ، اما اين عيوب و كاستيها در دانستهها و ندانستههاى اعراب بودند نه در دلهاى آنان . اينجا سرزمينى است كه پادشاهانى كه دلها را به فساد مىكشند و شرافتمندان را به خوارى مىنشانند نتوانستند ذلت و خوارى را بر آن تحميل كنند ،