قلبها قرار گيرد و از سوى ديگر دل ، دلى پاك نباشد و بر حق استقامت نداشته باشد ، چنين انسانى به حق نمىرسد مگر آنكس كه خداوند بر او رحم كند و او را دست گيرد .
نمونه حقيقتى كه درباره نفوذناپذير بودن سرزمين گفتيم سرزمين اعراب است . در حالى كه آنان در مجاورت و در ميان دو دولت بزرگ قرار داشتند ، اما هرگز اين دو دولت حاكميت خود را بر اين سرزمين تحميل نكردند و هيچ كدام نتوانستند از اطراف اين حوزه به درون آن وارد شوند ؛ چرا كه در اين صورت با دلهايى استوار و با صلابت روبرو مىشدند كه پرتو خورشيدى فروزان آنها را روشن ساخته و نيرويى حياتبخش در آنها وجود داشت و شب و روز با حيوانات وحشىرو در رو بودند و به همين سبب قدرت و شجاعتى دو چندان يافته بودند .
ج : امتياز ديگر اين سرزمين استوارى و تسليم ناپذيرى و اخلاق والاى اعراب و ويژگيهايى همچون سخاوت ، گذشت و حسن اطاعت - البته در صورتى كه فرماندهى شايستهاى را بيابد - بود . عرب نافرمان است مگر آن هنگام كه فرمانده با تدبيرى را بيابد كه او را به پيش برد . شايد بهترين تصويرى كه از روحيات اعراب ارائه شده ، گفتهء عمر بن خطاب است كه پس از به دست گرفتن زمام امور مسلمانان گفت : « اعراب به سان شترى نافرمان هستند كه بايد آنكه او را به پيش برد نيك بداند كه او را به كدامين سوى ببرد » .
بدينترتيب ، سه عنصر در شخصيّت اعراب گرد هم آمده است كه آنان را در ميان مناديان حق در رتبهء نخست قرار مىدهد .
عنصر اوّل نيرويى در نفس عرب است كه او را به مقاومت و تسليمناپذيرى مىكشاند . اين ويژگى را مىتوان در روحيّهء مؤمنان مسيحى يافت كه هيچ تغيير و تبديلى را در عقيدهء خود نپذيرفتند و چون تبّع براى وادار كردن آنان به تغيير عقيده خود تلاش كرد و آنان را در معرض زبانههاى آتش قرارداد ، به هيچ دستاوردى دست نيافت و هيچ سودى از اين تلاش خود نبرد .
عنصر دوم نيكدلى و قدرت فهم بالاى اعراب - كه حتى در دوران جاهليّت
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 91
مساهمون: حسين صابري
ص٩١