همين نرمش و فروتنى و متقابلا تجاوز و ستم مشركان به پيامبر ( ص ) حتّى برخى از صاحبان قدرت را نيز به اسلام نزديك ساخت و البتّه هرگز آنان را دور نكرد . آيا مشاهده نمىكنيد كه بسيارى تنها بدين سبب اسلام مىآوردند كه مىديدند محمّد ( ص ) با آن گذشتهء سراسر بزرگوارى و با اين حاضر آكنده از عظمت هرگز به احدى اجازه نمىداد تا او را آزار دهد و بدينترتيب ، آزارهايى كه به او روا داشته مىشد انظار را به سوى او متوجّه مىساخت و كسانى را كه مىدانند آزادگان چه رفتارى را بايد داشته باشند و چه رفتارى را بايد با آنان داشت به سمت خود مىكشاند و اين امر آنان را به تفكّر در آنچه پيامبر ( ص ) آنان را بدان فرا مىخواند ، بىآنكه تبعيضى ميان آنها روا بدارد وا مىداشت و همين براى در آمدن آنان به صفوف مسلمانان كافى بود تا با آن سر جنگ نداشته و يا نسبت به آن بىتفاوت نبوده و بلكه ياوران آن باشند .
به اين دلايل و نيز بدان سبب كه خداوند خود مىداند رسالت خود را كجا قرار دهد و در كجا آن را مستقر سازد و از كجا آن را به اكناف و اطراف عالم بگستراند و نشر دهد ، براى رسول خويش اين راه را برگزيد و در مقابل او قرار داد كه با سهولت و نرمش و مدارا كارها را پيش برد . بىآنكه هيچ خشونت و يا به استخدام گرفتن تهديد و ترسى در كار باشد ، هرچند آن تهديد و آن ترس برانگيزى از قوّت دل پيامبر مايه بگيرد و نه از قدرت شمشير .
هجرت به حبشه
259 - روز بروز تعداد كسانى كه از رسول خدا پيروى مىكردند و در صبر ورزيدن بر آزارها به او اقتدا مىنمودند افزايش مىيافت و علاوه بر آن ديگر در ميان طبقات مستضعف و محروم از قدرت و ثروت ، محدود نمىماند ، بلكه كمكم برخى از اشراف مكّه نيز به اين آيين در مىآمدند .
با افزايش تعداد مسلمانان ، آزار و ستم به آنان نيز فزونى و تنوّع بيشترى