بر مىتافتم ، آن شتر مرا مىخورد » .
چرا پيامبر ( ص ) با هيبت خود مشركان را به وحشت نمىافكند ؟
258 - مشركان آزارهاى خود را متوجه مؤمنان مستضعف مىساختند و در عين حال كينه و دشمنى با صاحبان حلم و بردبارى و جوانمردى را كه اهل خشونت نبودند نيز پنهان نمىداشتند . آنان توقّع رويارويى از سوى كسانى چون ابو بكر ، عثمان و جعفر بن ابى طالب نداشتند . رسول خدا ( ص ) نيز خود در رأس همين گروه اخير بود .
بدينترتيب ، مشركان ، مستضعفان و بىپناهانى را كه از توان و نيرويى براى رويارويى برخوردار نبودند هدف آزارهاى خود قرار مىدادند ، امّا چنين نرسيده است كه آنان كسانى را مورد آزارهاى سخت قرار داده باشند كه از توان مقابله برخوردار بودند و در مقابل يك ضربه چند ضربه به آنان وارد مىآوردند . به عنوان مثال گزارش نشده است كه مشركان حمزة بن عبد المطّلب را هدف آزار قرار داده باشند ، زيرا آنان از عواقب چنين اقدامى ايمن نبودند و از وى انتظار برخورد و رويارويى داشتند ؛ چه ، ابو جهل فرومايه اين حقيقت را با ضربتى كه بر سرش فرود آمد تجربه كرده بود . آنان همچنين عمر بن خطّاب را كه چهرهء آنها را سياه ساخته ، دماغشان را به خاك ماليده و بر اجتماع آنان تاخته بود ، به همين سبب مورد آزار قرار ندادند ، چرا كه از او بيم داشتند و مىترسيدند .
محمّد رسول خدا ( ص ) از كسانى چون عمر كم اقتدارتر و كمهيبتتر نبود ، بلكه به مراتب از هيبت و اقتدارى فزونتر و غير قابل مقايسه برخوردار بود . او همچنين در قوّت دل و قدرت بدن كمتر از حمزه نبود ، امّا با اين وجود آنان او را هدف آزار قرار دادند .
اينك جاى اين پرسش است كه چرا پيامبر ، آنسان كه به عمر و حمزه اجازه فرمود تا قدرتى از خود نشان دهند ، از هيبت ، قدرت شخصيّت و قوّت دل خويش