تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 718

مساهمون:

ص٧١٨
در شرق و غرب اين كرهء خاكى آرامش خاطر يابد . كسانى كه تنها تحت تأثير هيبت پيامبر و از روى ترس ايمان مىآورند ، هنگامى كه آن بزرگ را در ميان خود نبينند خيلى زود به وى پشت مىكنند . وضعيّت مؤمنان مدينه به خوبى گوياى اين حقيقت است ، چه در آغاز در ميان آنان اثرى از نفاق نبود تا آن‌كه مؤمنان صاحب قدرتى شدند كه به وسيلهء آن بر ديگران تسلّط يافتند و در اين هنگام بود كه نفاق پديد آمد و كسانى كه از آن پس به اسلام گرويدند غالبا « پيروان » اين دين بودند نه « مؤمنانى » با ايمان پايداران و استوار مردان ؛ البتّه از ميان همين گروه مؤمنان پيرو ، مسلمانان مجاهد و پايدارى نيز بودند و از همين گروه اعرابى بودند كه با جريان قويتر حركت مىكردند ، كسانى كه خداوند دربارهء آنان مىفرمايد : « اعراب كافرتر ، منافقتر و بيشتر شايستهء آنند كه حدود الهى را ندانند » « 37 » . همينها بودند كه پس از وفات رسول خدا ( ص ) مرتد شدند . افزون بر حقايق فوق الذكر ، خداوند رسول خدا را به دعوت ديگران از طريق حكمت و اندرز فرمان داده بود ، آنجا كه مىفرمايد : « به حكمت و اندرزهاى نيكو به راه پروردگارت فراخوان و با شيوهء برتر با آنان مجادله نماى » « 38 » . چنين مأموريّتى اقتضاى آن داشت كه پيامبر ( ص ) پناهى براى همهء مردم ، اهل آرامش و نرمش در دعوت خود و با مخاطبان خويش فروتن و نرمخوى باشد نه سختگير و درشتخوى و نه تهديدگر و وحشت برانگيز . نرمش و فروتنى رسول خدا ( ص ) همان سان كه قدرتمندانى را جرأت آن بخشيد كه چون نور حق هويدا شد به آزار پيروان آن پرداختند ، ضعيفان و بىپناهان را به خود نزديك ساخت و همينان بودند كه پايه‌هاى نخستين دعوت و مايه‌هاى قدرت حق را تشكيل مىدادند بىآن‌كه بر ديگران غلبه و سلطه‌اى يا حكمرانى داشته باشند .
هامش
( 37 ) - توبه / 97 . ( 38 ) - نحل / 125 .