تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 717

مساهمون:

ص٧١٧
بهره نجست و در نتيجه كسانى چون ابو جهل در همان راه جهالت كه در پيش گرفته بودند پيش رفتند ؟ چرا او چنين نكرد و هر آزارى را در راه دعوت پذيرا شد و به ترساندن و بيم‌دادن ديگران دست نيازيد بلكه بدان تن در داد كه بلا و گرفتارى بر او و اصحاب بىپناهش فرود آيد ؟ پاسخ آن است كه چنين رفتارى شايستهء پيامبران است . او نيامد تا با قهر و غلبه با مردم برخورد كند ، بلكه او يك مبلّغ بود . او نيامد تا به زور بر مردم حكم راند ، بلكه وى دعوتگرى بود كه مردم را به حق فرا مىخواند و با براهين روشن قانعشان مىساخت . بنابراين ، اگر او از هيبت خود بهره مىجست و تهديد و وحشت انگيزى را به خدمت مىگرفت ، مردم بىآن‌كه به كمك براهين و دلايل قانع شوند تنها به سبب ترس از او پيروى مىكردند و در اين صورت نفاق در ميان كسانى كه ظاهرا به دعوت او پاسخ گفته بودند حكمفرما مىشد . اين در حالى است كه دين به مدد منافقان بىايمان استوار نمىگردد . پيامبر امين ( ص ) مؤمنانى مىخواست و مىخواهد كه از روى رغبت و نه از سر ترس به اسلام در آيند و هيچ بيم و وحشتى به هر شكل در ايمان آنان دخالت نداشته باشد . اسلامى كه محمّد ( ص ) آن را آورده ، آمده بود تا كسانى كه حقيقت را به عيان مشاهده و آن را لمس كرده‌اند ، آن را به نسلهاى پس از خود برسانند ، چرا كه اسلام دين همهء مردم در همهء زمانهاست نه دين يك نسل و يك دوره . به همين سبب ناگزير مىبايست كسانى آن را بر دوش كشند كه به آن قلبا « ايمان » داشته باشند نه آن‌كه صرفا « پيروان » آن باشند . چنين چيزى قابل تحقّق نيست مگر آن هنگام كه ايمانى استوار در كار باشد كه صاحب آن به كمك همين ايمان پايدارى ورزد و در حضور رسول خدا ( ص ) اين پايدارى و استوارى را اثبات كند ؛ در مقابل ديدگان رسول خدا ( ص ) در معرض گرفتارى و شكنجه قرار گيرد و پيامبر ( ص ) قوّت پايدارى و استوارى ايمان او را مشاهده كند تا پس از آن نسبت به قدرتمندى و استحكام پايه‌هاى تبليغ رسالت الهى
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 717 | حسين صابري / محمد أبو زهرة