بمانيد تا آنكه خداوند در اين وضعيّت كه اكنون داريد گشايشى پديدآورد » .
مهاجرت به حبشه آغاز شد و نخستين گروه مهاجران در سال پنجم بعثت روانهء آن سرزمين شدند .
بىترديد ، اين هجرت علاوه بر دفع آزارها از مؤمنان و محفوظ ماندن از آسيب آن و نيز منع فتنه و گرفتاريى كه مسلمانان را خسته كرده بود ، دستاوردى ديگر نيز داشت و آن ، شناساندن اسلام و اصول اسلامى به ديگران بود ؛ چه ، سخنگوى مهاجران ، جعفر بن ابى طالب در مقابل نجاشى ايستاد و به بيان حقايق اسلامى ، آنچه آيين يكتاپرستى بدان فرا مىخواند - از قبيل صلهء رحم و تشويق به مكارم اخلاقى - و نيز آنچه اين آيين از آن منع مىكند - از فساد جاهليّت و تعصّبات فراگير اعراب جاهلى - پرداخت . گفتنى است كه پيش از اين ، اظهارات جعفر بن ابى طالب را ذكر كردهايم .
افزون بر اين ، دستاورد ديگرى نيز براى اين هجرت وجود داشت و آن عبارت بود از آشنايى مسيحيان با اسلام و ديدگاه اين دين دربارهء مسيح . بدينترتيب ، اين هجرت بذر اسلام را در سرزمينى مىكاشت كه غير از سرزمين مكّه بود ، آن سان كه هجرت رسول خدا ( ص ) به مدينه نيز موجب آشنايى يهوديان با اسلام و دعوت آنان به اين آيين شد و كسانى كه اسلام آوردند و كسانى نيز كه كافر شدند ، كفر ورزيدند و با اين آيين به دشمنى و رويارويى پرداختند « و هركس راه هدايت پويد براى خود اوست و هركس نيز به گمراهه رود ، خود را گمراه ساخته است » « 40 » .
مسلمانان هجرت به حبشه را در قالب گروهها و دستههايى چند به انجام رساندند . عثمان بن عفان و رقيّه دختر رسول خدا ( ص ) كه پس از طلاق وى و خواهرش از سوى دو پسر ابو لهب ملعون به ازدواج عثمان در آمد در نخستين گروه بودند و شمار اين گروه حدود ده تن زن و مرد بود .
هامش
( 40 ) - زمر / 41 .