همانند آنچه بر كسانى كه پيش از شما بودند رسيده بر شما نيز برسد ، آنان گرفتار رنج و سختى شدند و تا آنجا متحمل تكانهايى سخت شدند كه پيامبر و كسانى كه با او ايمان آورده بودند گفتند : « يارى خداوند كى خواهد بود » . بگو : « هان كه يارى خداوند و پيروزى الهى نزديك است » « 34 » .
علاوه بر اين حقيقت ، اگر رسول خدا ( ص ) آن مردم را نفرين مىفرمود خداوند ريشهء آنان را از روى زمين برمىكند و در اين صورت ، اسلام كسى را نمىيافت تا دعوت رسول خدا ( ص ) را پس از نابودى اين مردم بر دوش كشد . به همين دليل نيز هنگامى كه به پيامبر ( ص ) خبر داده شد كه خداوند مىتواند دو كوه دو جانب مكّه را روى شهر بخواباند ، آن آخرين رسول الهى چنين پاسخ فرمود كه « من اميد آن دارم كه خداوند از صلب اين مردم كسانى را بيرون آورد كه خداوند را پرستش كنند » .
خداوند نيز اين اميد رسول خود را محقق ساخت و از همين مردم كسانى پيدا شدند كه خداوند را مورد پرستش قرار دادند و بلكه كسانى از همين مردم به منظور جهاد در راه خداوند شمشير در كف گرفتند و از نسل همين انسانها كسانى بودند كه نور اسلام را به شرق و غرب جهان رساندند .
آزار شخص پيامبر ( ص )
256 - آزارهايى كه به مستضعفان مىرسيد ناله و فرياد شكايتى را در پى داشت . پيامبر ( ص ) نيز اين ناله و فرياد را شنيد و اين خود ، براى او دردى جانكاه بود . آنان به رسول خدا ( ص ) شكايت آوردند و وى شكايت ايشان را با دعوت به صبر پاسخ گفت و به بهشت مژدهشان داد . او اگر از جام سراسر دردى كه آن مردم مؤمن سر مىكشيدند جرعهاى نمىنوشيد ، نمىتوانست پيامبر رحمت باشد و اگر در آسايش و در گرفتارى با ديگران همسويى و همگانى نمىكرد نمىتوانست منادى
هامش
( 34 ) - بقره / 214 .