تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 695

مساهمون:

ص٦٩٥
يادآور شديم . 249 - هدف از طرح اين ماجرا و اين روايت آن است كه مشاهده شود چگونه آنان به سوى شنيدن قرآن جذب مىشدند ، آن‌سان كه مؤمنان به شنيدن و تلاوت آن روى مىآورند ؛ البتّه تفاوت ميان اين دو گروه تفاوت ميان كسى است كه در جستجوى حقيقت است و با اعتراف به آن بدان گوش مىسپارد و كسى كه غير حق را مىجويد ، امّا تنها شيرينى و آراستگى حقيقت وى را به سوى خود مىكشاند . به همين سبب بود كه آنان ايمان نمىآوردند . گويا خداوند آن دگرگون كنندهء دلها آنان را مجذوب قرآن ساخته بود تا آيات آشكار و دلايل استوار را بشناسند و هدايت شوند و اگر نيز پس از آن كافر شدند ، كفرى عليرغم شناخت و شنيدن حق و به عبارت ديگر نخست شناخت حق با ادلّهء خود و سپس روى برتافتن از آن باشد . چنين روى برتافتنى از آن كسانى است كه گمراهى و ضلالت بر آنان نوشته شده است و هيچ عذر و بهانه‌اى براى آنان نيست ؛ زيرا آنان خود خريدار گمراهى شدند و از هدايت روى برتافتند . علىرغم اين‌كه آنان در دل شبهاى تيره و تار به شنيدن آن مىشتافتند و گوى سبقت از يكديگر در مىربودند و هرچه بر اين توافق مىكردند كه ديگر بار به اين كار نپردازند باز هم پيمان مىشكستند و آن هنگام كه رسول خدا ( ص ) در روشنى روز آشكارا قرآن را بر آنان تلاوت مىفرمود ، آن را مورد ريشخند و تمسخر قرار مىدادند و بدان گوش نمىسپردند ، زيرا بيم داشتند كه مباد پيروان پيامبر ( ص ) فزونى يابند ، پيامبرى كه دعوت او خارى در چشم آنان و استخوانى در گلويشان بود . ابن اسحاق مىگويد : هنگامى كه رسول خدا ( ص ) قرآن بر آنان تلاوت مىفرمود و آنان را به آن فرا مىخواند ، بريشخند مىگفتند : « دلهاى ما در لاكى فرو رفته و پوشيده است از آنچه ما را بدان فرا مىخوانيد و در گوشهاى ما نيز سنگينى است و ميان ما و تو حجابى . پس تلاش كن كه ما نيز تلاش مىكنيم » « 25 » .
هامش
( 25 ) - فصّلت / 5 .