اين پاسخ سؤال نخست بود كه بخشى از سورهء كهف را تشكيل مىدهد و خواندن آن بر مردم باعث مىشد تا قرآن به گوشهاى مشركان برسد و اين خود ، دعوت به حق و دعوت به راه راست بود و باعث مىشد كه مردم به اعجاز بيانى قرآن پى ببرند .
امّا پاسخ سؤال دوّم كه پرسش از مرد جهانگرد بود نيز در اواخر همين سورهء كهف آمده است ، آنجا كه مىفرمايد : « در مورد ذى القرنين از تو مىپرسند بگوى خبرى از او بر شما خواهم خواند . ما به او حكومت و اقتدارى در روى زمين بخشيديم و به او از هرچيز وسيلهاى داديم و آن وسايلى ديگر در پى آورد تا آن زمان كه به غروبگاه خورشيد رسيد و آن را مشاهده كرد كه در چشمهاى گل آلود غروب مىكند . وى در آنجا مردمى را يافت . ما به او گفتيم : « يا شكنجه مىدهى و يا دربارهء ايشان نيكويى در پيش مىگيرى » . او گفت : « امّا هركس ستم ورزد او را مجازات خواهيم كرد و سپس به پيشگاه پروردگار خود برگردانده مىشود و او نيز وى را به عذابى ناخوشايند گرفتار مىسازد و امّا آن كس كه ايمان آورد و كارهاى شايسته به جاى آورد برايش پاداشى نيكو خواهد بود و ما در تقدير خويش براى او گشايش اراده خواهيم كرد . سپس او وسيلهاى ديگر را پى گرفت تا آنجا كه به نقطهء طلوع خورشيد رسيد و مشاهده كرد كه آن بر قومى طلوع مىكند كه هيچ پردهاى ميان آن و آنان قرار ندادهايم . . . » « 20 » .
اين آيات در ادامهء ماجراى ذى القرنين را پى مىگيرد و بدينجا ختم مىشود كه مىفرمايد : « و در آن روز برخى از ايشان را واگذارديم تا در ميان برخى ديگر چون موجى به حركت در آيند و در صور دميده شد پس آنان را گرد آورديم » « 21 » .
پاسخ سوّمين سؤال مشركان در سورهء اسراء آمده است ، آنجا كه مىفرمايد :
« از تو دربارهء روح مىپرسند . بگو روح از امر پروردگار من است و شما جز اندكى
هامش
( 20 ) - همان / 90 - 83 .
( 21 ) - همان / 99 .