جماعت قريش راه چارهاى برايتان آوردهايم كه مسأله ميان شما و محمّد ( ص ) را حل خواهد كرد . عالمان يهودى از ما خواستهاند در چند مورد از او پرسش كنيم .
آندو فرستاده اين موارد پرسش را با قريش در ميان نهادند و سران اين خاندان نزد رسول خدا ( ص ) آمدند و آنچه را عالمان يهودى دستور داده بودند از وى پرسيدند .
چنين به نظر مىرسد كه آنان چنين مىپنداشتند كه رسول خدا ( ص ) چون دفعات قبل با تكرار دعوت حق آنان را بر خواهد گرداند . امّا اين پندار آنان به تحقق نپيوست ؛ چه ، رسول خدا ( ص ) آنان را برنگرداند ، بلكه مهلتى معيّن فرمود تا پس از سپرى شدن آن بدانان پاسخ گويد ، چرا كه معجزهء بزرگ او قرآن كريم مىتوانست پاسخ آن سؤالها را در برداشته باشد . او به همين سبب به آنان وعده داد در صورتى كه به وى مهلتى دهند ، آنان را پاسخ گويد . تعيين چنين مهلتى نيز بدان جهت بود كه او از پيش خود سخن نمىگفت و هيچ آگاهيى جز آنچه خداوند در اختيار وى قرار مىداد نداشت و لذا مىبايست در انتظار پاسخ آن سؤالات به كمك وحى الهى باشد . به هر حال ، رسول خدا ( ص ) به آنان فرمود : « فردا دربارهء آنچه پرسيدهايد به شما پاسخ خواهم گفت » . آن بزرگ در اين فرمودهء خود ، پاسخ به پرسشهاى مشركان را بر مشيت و خواست خداوند معلّق نفرمود .
مشركان از حضور رسول خدا ( ص ) رفتند و آن حضرت پانزده شبانه روز در انتظار ماند و نه در اين مدّت در اينباره وحيى به او رسيد و نه جبرئيل بر وى فرود آمد تا آنجا كه مردم مكّه جنجال و آشوب به پا كردند و گفتند محمّد وعدهء فردا به ما داده ، امّا اينك پانزده روز گذشته و در اين مدت او هيچ پاسخى دربارهء آنچه از او پرسيدهايم در اختيار ما قرار نداده است ؛ نيز تا آنجا كه توقف نزول وحى بر رسول خدا ( ص ) او را غمگين ساخت و آنچه مردم مكّه مىگفتند بر وى گرانى مىكرد .
پس از گذشت اين مدّت بود كه جبرئيل بر پيامبر ( ص ) نازل شد . اينك جاى اين پرسش است كه چرا در چنين مدتى نزول وحى بر پيامبر ( ص ) تأخير شد .
پاسخ ما به اين سؤال در دو نكته خلاصه مىشود :
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 687
مساهمون: حسين صابري
ص٦٨٧