يك : او هنگامى كه وعده داد كه فردا به سؤالات آنان پاسخ خواهد فرمود ، اين كار را بر ارادهء الهى معلّق نساخت و انشاء الله نگفت . اين در حالى است كه قرآن كريم مىفرمايد : « هيچچيز را مگوى كه فردا انجام خواهم داد مگر آنكه خداوند بخواهد » « 17 » .
دو : آمدن پاسخ آن سؤالات پس از يك دوره انتظار و پس از حساس شدن مردم نسبت به اين ماجرا و نيز در پى رواج اين شايعه از سوى مشركان كه محمّد ( ص ) از پاسخ آنان درمانده است موجب مفيدتر و مؤثّرتر افتادن پاسخى را كه بنا بود داده شود فراهم آورد ؛ چه ، بدينترتيب آن پاسخ در زمانى كه بدان نياز بود ارائه مىشد و به همين دليل استوارتر در دلها جا مىگرفت و تحدّى و مبارزه طلبى آن بيشتر در انديشهها استقرار مىيافت و هرچه بيشتر آن مشركان را مورد تخطئه و تكذيب قرار مىداد و حيلهء آنان را در گلوهايشان خفه مىكرد ؛ چه با طولانى شدن اين مدت آنان در همهجا در اين باره سخن گفته بودند و بدينترتيب .
آن زمان كه پاسخ پرسشهاى آنان ارائه گرديد ، همه كسانى كه شايعهء ناتوانى و درماندگى رسول خدا ( ص ) در پاسخ مشركان به آنان رسيده بود و روى اين موضوع حساس شده بودند ، در جستجوى آن پاسخ بر مىآمدند و از آن آگاهى مىيافتند و اين امر زمينههاى فراوانترى را براى تصديق و باور كردن رسالت پيامبر ( ص ) از سوى مردم فراهم مىآورد .
افزون بر اين دو نكته ، اين تأخير حكايت از آن داشت كه محمّد ( ص ) اين كتاب را از جانب خود نياورده و آن را از پيشگاه خداوندى مىآورد كه به امور پنهان و آنچه آفريده آگاه و شنوا و بيناست .
246 - به هر حال ، پاسخ هر سه سؤال مشركان به آنان داده شد :
پاسخ نخستين سؤال آنان اين بود كه آن گروه جوانمرد همان اصحاب كهف بودند كه در سورهاى به همين نام از آنان ياد شده است . در اينجا شايسته است در
هامش
( 17 ) - كهف / 26 .