آياتى از اين سوره را كه به اين موضوع اشاره دارد بنگريم :
« آيا پنداشتى اصحاب كهف و رقيم از آيتهاى ما در شگفت بودند آنگاه كه آن جوانان به غار پناه بردند و گفتند : « پروردگارا ما را از پيشگاه خويش رحمتى ده و از كار ما برايمان راهنما و رهبرى آمادهساز » . پس ما در آن غار بر گوشهاى آنان چندين سال مهر نهاديم و سپس آنان را ديگر بار برانگيختيم تا بدانيم كه كدام يك از دو گروه آن مدّتى را كه سپرى كردهاند به ياد سپردهاند . ما خبر آنان را به حقيقت بر تو مىخوانيم . آنان گروهى بودند كه به پروردگار خود ايمان آوردند و ما نيز بر هدايت آنان بيفزوديم و آنگاه كه برخاستند بر دلهايشان پيوند استوارى زديم و دلهايشان را استوار ساختيم و آنان گفتند : « پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمين است و جز او خدايى را نمىخوانيم كه اگر چنين كنيم ياوه گفتهايم . اينان قوم مايند كه جز او خدايانى گرفتهاند . چرا آنان برايشان حجتى آشكار نمىآورند ؟ پس چه كسى ستمگرتر از آن است كه بر خداوند دروغ بندد ؟ آن هنگام كه شما از آن مردم و آنچه مىپرستند مگر خداوند دورى گزيديد . پس به غار پناه بريد تا پروردگارتان رحمت خويش را برايتان بگستراند و گشايش و فراخنايى در كارتان براى شما آماده سازد » .
تو خورشيد را مىبينى كه - در حالى كه آن گروه در قسمت پر وسعتترى از غار قرار داشتند - به هنگام طلوع كردن از تابش مستقيم بر غار آنها به جانب راست كج مىشد و به هنگام غروب آنان را به جانب چپ برمىگرداند . اين از آيات الهى است و هر كس خداوند او را هدايت كند ، راه يافته است و هركس خداوند او را گمراه سازد برايش دوستى راهنما نخواهى يافت » « 18 » .
داستان اصحاب كهف ادامه مىيابد تا به اين آيه ختم مىشود كه : « و آنچه را از كتاب پروردگارت بر تو وحى شده است بخوان كه كلمات الهى را تبديل كننده و تغيير دهندهاى نيست و جز او پناهگاهى نخواهى يافت » « 19 » .
هامش
( 18 ) - كهف / 17 - 9 .
( 19 ) - همان / 27 .