دلهايشان نيست ، بلكه آن را تثبيت مىكند و همينانند كه خداوند درباره آنها مىفرمايد : « امّا كسانى كه ايمان آوردهاند ، آيات قرآن بر ايمانشان بيفزود » « 14 » .
گروهى ديگر به كفر مىشتابند و قبل از هرچيز موضع انكار در پيش مىگيرند . اينان راههاى ورود ايمان به دلهاى خود را بستهاند و همانانند كه خداوند دربارهء آنها مىفرمايد : « خداوند بر دلهاى آنان و بر گوشهايشان مهر نهاده و بر ديدگان آنها پردهاى افكنده است و براى آنان عذابى سخت » « 15 » .
اينگونه مردم دليل را براى آن نمىخواهند كه در پرتو آن راه پويند ، بلكه مىخواهند خصم خود را ناتوان كرده و به او دروغ بگويند . ببينيد خداوند دربارهء آن مشركان سركش كه به رويارويى با پيامبر ( ص ) مىپرداختند ، چه فرموده است . او مىفرمايد : « آنگاه كه آنان گفتند : « پروردگارا اگر اين همان حق است و از پيشگاه تو نازل شده ، سنگهايى را از آسمان بر ما فرو ببار يا عذابى دردناك بر ما بياور » .
البتّه خداوند آن نيست كه تا تو در ميان آنانى ، آنها را عذاب كند و خداوند آن نيست كه در حالى كه آنان از او آمرزش مىطلبند آنها را عذاب دهد » « 16 » .
مشركان پس از طرح اين خواستهها و بهانهها احساس كردند كه هيچكس به خاطر اين بهانهها به رسول خدا ( ص ) بىاطمينان نشده بلكه دليلى است بر حماقت و كمخردى آنان و عاملى براى فرو رفتن هرچه بيشتر آنها در گردابى از تفكّرات و انديشههاى بىحاصل كه هيچ مايهء هدايتى در خود نداشت ، چه آن بهانهاى كه در صورت عملى شدنش آنان را پيش از آنكه بتوانند ايمان بياورند نابود و هلاك مىساخت ، چگونه دليلى مىتوانست باشد ؟ بهانههايى از اين قبيل كه بارانى از سنگ بر آنان فرو بارد يا عذابى دردناك دامنگيرشان شود .
آنان در اين دليل آوردنها و به عبارت درستتر در اين بهانه جوييهايى كه از
هامش
( 14 ) - توبه / 124 .
( 15 ) - بقره / 7 .
( 16 ) - انفال / 33 - 32 .