بدين مسأله اشاره دارد ، آنجا كه مىفرمايد : « هيچچيز ما را از آنان باز نداشته است كه آيات خود را فرو نفرستيم مگر آنكه پيشينيان آن را تكذيب كردند . و ما شتر را به [ قوم ] ثمود داديم پس بدان ستم كردند و ما آيتهاى خود را مگر براى ترساندن فرو نمىفرستيم » . « 13 »
243 - همهء آن سؤالاتى كه از سوى مشركان مطرح مىشد جز براى آن نبود كه پيامبر را در موضع عجز و ناتوانى قرار دهند و در صورت آشكار شدن ضعف او - به زعم آنان - از آن دستاويزى بسازند براى باز داشتن مردم از پيروى او و قرار گرفتن در مقابل سرچشمه ايمانى كه پيوسته در جريان است و قطع نمىشود .
امّا آيا آنچه آنان مىخواستند تحقق يافت ؟ هرگز چنين نشد و همين ، آيتى ديگر بر صدق و راستى پيامبر ( ص ) و مؤيد اين حقيقت قرار گرفت كه او جز حق نمىجويد ، اين همه در حالى بود كه پيروان آن حضرت روز بروز افزايش مىيافتند و نه كاستى مىپذيرفتند و نه كسى از آنان از دين برمىگشت ، هرچند در مقابل آنان ، مشركان آيتهاى الهى را و نيز اين مسأله را كه خداوند يگانه است و يا چند خدا وجود دارد دستاويز مجادلات خود قرار مىدادند و دربارهء خداوند سخت مقتدر به مجادله مىپرداختند .
كمك گرفتن از اهل كتاب
244 - مشركان قبل از هرچيز موضع انكار را در پيش گرفتند و آنگاه كه حق بر آنان بيامد ، آن را دروغ شمردند و راه ايمان را به دلهاى خود بستند .
اصولا مردم دو گروهند :
گروهى كه حق را در انديشه و دل خويش فرا يافته ، به محض شنيدن ، آن را درك مىكنند . اين گروه تنها بدان خاطر جوياى دليل مىشوند كه دلهاشان اطمينان بيشترى يابد و ايمانشان فزون گردد . براى اينان ، دليل به وجود آورندهء ايمان در
هامش
( 13 ) - اسراء / 59 .