تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 656

مساهمون:

ص٦٥٦
رهنمون گشت .

اسلام عمر

236 - اسلام همچنان در گسترش و بالندگى بود و اگر زمانى با گرايش مستضعفان و بىپناهان به آن آغاز شده بود و شمار توانگران و بزرگان در ميان مسلمانان اندك بود ، امّا اينك شمار بزرگان افزايش مىيافت ، هرچند تعداد آنان هنوز ، بدون مقايسه و بذاته ، اندك بود . اينك بزرگان و سرشناسان قريش اندك اندك به صفوف مسلمانان در مىآمدند و هرچند كمى از رنج و سنگينى وضع مستضعفان مىكاستند . نخست حمزه به صف مسلمانان در آمده و براى اولين بار در تاريخ اسلام ضربتى بر سر ابو جهل كوفته و سرش مجروح مىشود . در اين ميان گروهى از قبيلهء وى به نفع او برمىخيزند و مردى پر قدرت و سرسخت در مقابل آنان قرار مىگيرد تا آنجا كه مردى چون ابو جهل براى لحظاتى حكمت و تدبير فرا مىآموزد و آنان را به اين فرا مىخواند كه حمزه را واگذارند . شايد نيز وى آن گروه را بدين فرا خواند كه با كناره‌گيرى از اين ماجرا خود را از آسيب ضربات حمزه محفوظ بدارند . نويسندگان سيرهء رسول خدا ( ص ) تاريخ اسلام آوردن حمزه را يادآور نشده‌اند ، هرچند برخى از آنان آن را نزديك به زمان اسلام آوردن عمر و مسلمان شدن او را اندكى پس از آن دانسته‌اند . از آنجا كه مسلمانى عمر در حدود سال ششم پس از بعثت به تحقّق پيوست ، اسلام آوردن حمزه را نيز مىتوان در حدود همين سال دانست . اعتقاد به چنين تاريخى براى اسلام گزيدن عمر از آنجا ناشى مىشود كه وى پس از هجرت مسلمانان به حبشه مسلمان شد و از سوى ديگر اين هجرت در سال ششم رخ داده است . نويسندگان سيره در گذشته تنها همتشان اين بود كه وقايع تاريخى را به روايات صحيح ذكر كنند ، امّا آنان اعتناى چندانى به ذكر تاريخ وقايع نداشتند مگر آن‌كه آن واقعه با رخداد مشهور ديگرى همزمان شده باشد