چنين كارى بود و او تبليغ رسالت را بر عهده داشت .
چنين برمىآيد كه هرچند مشركان از اين كار وى دچار مشكل مىشدند و اين مسأله بر آنان سنگينى مىكرد ، امّا او را از كار خود باز نمىداشتند و حتّى اگر براى چنين چيزى تلاش نيز مىكردند كسى را نمىيافتند كه به تقاضاى آنان پاسخ مثبت دهد و با آنها به همكارى بپردازد . آنان به همين سبب به اعراض دائمى و هميشگى از او و گاه آزار و گاه نيز ريشخند وى مىپرداختند و اين بدان سبب بود كه آنان بر دلهاى خود پردهاى سنگين نهاده بودند كه قرآن را نمىشنيدند ، هرچند كه آنان گوشهاى خود را براى اين كه صداى قرآن بدان وارد نشود ، مىگرفتند .
ب : آزارهايى كه مشركان به مؤمنان روا مىداشتند از عزم و ارادهء آنان نمىكاست و استوارى دلهاى آنان را به سستى مبدّل نمىساخت . اين عبد اللّه بن مسعود است كه وى را مورد ضرب و جرح قرار مىدهند ، امّا وى همچنان به قرآن خواندن خويش ادامه مىدهد و آنان نيز به زدن او تا هنگامى كه بدانجا كه خداوند خواست مىرسد ، بىآنكه به زدنهاى آنان توجهى نشان دهد .
حالتى كه عبد اللّه بن مسعود داشت كه به هنگام قرائت قرآن او را مورد ضرب و جرح قرار مىدادند ، نشان دهندهء وضعيّت مؤمنان و موضع آنان در برابر آزارهاى كافران است كه به سبب ايمان آنها كافران به آزارهاى خود ادامه مىدادند و قدرت و گسترش اسلام نيز عليرغم همهء اينها رو به فزونى بود .
ج : مشركانى كه تلاوت آيات قرآن رسول خدا ( ص ) را مىشنيدند ، خشمى را كه در دلهاى آنان قرار داشت ، گاه آشكار مىكردند ، چه آنكه در پارهاى موارد آزارهايى نسبت به پيامبر ( ص ) روا مىداشتند . البتّه آنان پيوسته اگر از غير پيامبر تلاوت آيات قرآن را مىشنيدند ، خشم خود را آشكار مىساختند ، زيرا آنان با شنيدن آيات قرآن در مىيافتند كه دعوت گسترش يافته و پيروان آن پىدرپى فزونى يافتهاند . در اين مورد خشم آنان تنها از شنيدن قرآن نبود ، بلكه هم از آن بود و هم از افزايش يافتن تعداد گروندگان به آن ، چه ، هنگامى كه پديدهاى - هرچند به مقدار
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 652
مساهمون: حسين صابري
ص٦٥٢