آشكارا بر آنان تلاوت كرده باشد . كيست مرد آنكه قرآن را به گوش آنان برساند ؟ » در اين ميان عبد اللّه بن مسعود گفت : « من به گوش آنها خواهم رساند » . گفتند :
« ما از آنها بر تو بيمناكيم و مردى را مىخواهيم داراى خاندان و كسانى كه اگر آنان بخواهند او را بكشند ، از وى حمايت و پاسدارى كنند » . امّا عبد اللّه گفت : « مرا رها كنيد كه خداوند از من حمايت خواهد كرد . پس ابن مسعود روانه شد تا به هنگام ظهر و در زمانى كه قريش در محافل خود بر پيرامون كعبه به گفتگو مشغول بودند در كنار مقام ابراهيم قرار گرفت و با صداى بلند فرياد كشيد كه :
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ *
عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسانَ عَلَّمَهُ الْبَيانَ . . . »
« 59 » .
راوى مىگويد : قريش به وى خيره شدند و مىگفتند : « ابن ام عبد چه مىگويد ؟ » برخى از آنان چنين اظهار داشتند كه « او برخى از آنچه را بر محمّد نازل شده است برمىخواند » . پس به سوى او برخاستند و به زدن بر سر و صورت او پرداختند ، امّا او تا آنجا كه خداوند مىخواست تلاوت كرد . او پس از آن در حالى كه صورتش مضروب و مجروح شده بود ، به ميان دوستان خود برگشت . آنان با مشاهدهء او گفتند : « اين همان چيزى است كه نسبت به آن بر تو بيم داشتيم » . او گفت : « هم اينك نيز رويارويى با دشمنان خدا براى من سهل و به همان آسانى است كه از اين پيش بود » . امّا آنان در پاسخ وى اظهار داشتند « تو را همين بس كه آنچه را آنان دوست نداشتند به گوششان رساندهاى » .
234 - تمامى ماجراهايى كه گفته شد حاكى از سه مسأله است :
الف : پنهان داشتن عبادت مگر آنچه از سوى رسول خدا ( ص ) صورت مىپذيرفت ، چه ، او بشدّت بدان علاقهمند بود تا آنجا كه توان دارد ، عبادت خويش را آشكار سازد و تا آنجا كه برايش ممكن است آشكارا به تلاوت قرآن بپردازد ، بىآنكه در كار خود ترديدى نشان دهد يا از آن امتناع ورزد ، زيرا او مأمور
هامش
( 59 ) - الرحمن / 4 - 1 : » به نام پروردگار بخشاينده مهربان . خداى رحمان قرآن بياموخت . انسان را بيافريد و بيان به وى آموخت » .