ننهادند و از پيشگامان و پيشتازان نبودند ، بلكه موضعى آميخته به انتظار و موضع كسانى را در پيش گرفته بودند كه دعوت را رد كرده بىآنكه با آن دشمنى ورزند يا رو در روى آن قرار گيرند . بيشتر بنى هاشم ، برخى از بنى اميّه و برخى از قريش در اين گروه قرار مىگرفتند و آنسان كه در هر خاندانى تنى چند مسلمان شده بودند ، تنى چند از افراد اين گروه نيز بودند .
از اين گروه هركس خداوند سينهء او را براى پذيرش اسلام فراخ مىساخت ، به عنوان يك مجاهد پايدار كه هر آزارى و سادهتر از آن هر ريشخند و استهزايى را تحمّل مىكند به صفوف مسلمانان مىپيوست . اسلام از همين مردم نيرو مىگرفت ، آنسان كه از آزار دهندگان شكنجهگر نيز نيرو مىگرفت . در اين مورد عمر بن خطاب ما را براى نمونه آوردن بسنده خواهد كرد ، چه ، او از آزار دهندگان بود تا آنجا كه - بنابر آنچه راويان مىگويند - در صدد قتل پيامبر ( ص ) برآمد ، امّا رحمت الهى او را دستگير شد و خداوند سينهء او را براى پذيرش اسلام فراخ ساخت و بر قلب و زبان او حق را نقش كرد و بدينسان او يكى از پشتوانههاى مسلمانان در آن زمان قرار گرفت .
رسول خدا ( ص ) همچنان به دعوت مىپرداخت ، نه از آن صرفنظر مىكرد ، نه موانع و پيشامدها دعوت او را نرمتر مىكرد و دامنهء آن را محدودتر مىساخت - هرچند مخالفان بسيار باشند - نه آزار و شكنجهاى در اين مرحله به او و بزرگان صحابه مىرسيد و نه ستمى كه بر پيروان مستضعف او روا داشته مىشد ، بر آنان سنگينى مىكرد . البتّه رسول خدا ( ص ) به سبب آزارى كه به اين گروه مىرسيد اندوهگين مىشد ، با آنان ابراز همدردى مىكرد و آنان را به صبر و پايدارى فرا مىخواند ، خود نيز پايدارى مىفرمود تا آنان از او اسوه بگيرند ، اگر نيازى داشتند به آنان كمك مالى مىكرد و بالاخره بزرگانى كه ايمان آورده بودند به آن مؤمنان زير ستم و شكنجه براى بازخريدن آزادى خويش كمك مىكردند .
در اين ميان ، هرچه بر شمار مؤمنان افزوده مىشد ، آزارها نيز فزونى
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 642
مساهمون: حسين صابري
ص٦٤٢