مجادله مىپردازند يا چگونه كسانى چون وليد بن مغيره كه از زيركان عرب است و كسانى چون نضير بن حارث در موضع مخالفت با دعوت رسول خدا ( ص ) قرار مىگيرند با آنكه صاحبان درك و فهمى سليمند . امّا اگر عواملى كه برشمرديم مورد توجّه قرار گيرد پاسخ اين خواهد بود كه به سبب همان عوامل و زمينهها ، آنان از ديدن حقيقت نابينا شدند و ميان گذشتهاى كه بدان خو گرفته و در آن با آسايش و ثروت و جاه و جلال و سلطه مأنوس و آشنا بودند در حالى كه اينك آن را درك كرده و نور حق را در آن ديده بودند در تحير و سرگردانى به سر مىبردند ، نورى كه در پرتو آن حركت كردند ، امّا هنوز آن پرتو بر ايشان نتابيده و در شعاع آن قدمى نمىپيمودند كه ظلمت ثروت ، سياهى جاهطلبى ، پردهء برترى جويى و حجاب تعصّب هلاكت بار قبيلهاى سد راه مىشد .
البتّه كسانى در اين ميان بودند كه اندك اندك نور به دلهايشان راه مىگشود و در ميان آن ظلمت كينه و دشمنى نورى پديد مىآمد كه بدانچه انديشهء برتر است رهنمون مىگشت و خداوند خود به آنچه در دلهاست آگاه است .
استقبال مردم از دعوت پيامبر
229 - پس از آنكه پيامبر ( ص ) بر بالاى كوه صفا دعوت خود را علنى ساخت و نخست خويشاوندان نزديك خويش و سپس همهء اعراب را مخاطب قرار داد ، مردم در مكّهء مكرّمه پيام دعوت را دريافت داشتند در حالى كه از اين آيين جديد در شگفت و به شگفتى آن در حيرت و سرگشته بودند .
در اين ميان مخاطبان دعوت و كسانى كه آن را دريافت داشتند به چند گروه تقسيم شدند :
گروه نخست ، كسانى كه صفاى دل آنها آنان را به سوى اين دعوت كشاند و نخستين پيشگامانى بودند كه خداوند آنها را براى بر دوش كشيدن بار دعوت خويش و يارى پيامبر ( ص ) در تبليغ رسالت الهى و گسترش آن در سرزمين عربى و سپس