مىيافت و مخالفت بيشتر مىگشت . چه ، هر اندازه حق قدرت و قوت مىيافت و پيروان آن زيادتر مىشد ، مخالفان از اين نااميد مىشدند كه نور خداوندى را كه در مكّه جلوهگر شده بود خاموش سازند . البتّه نشانههاى فزايندهء اين يأس و نوميدى بهانههاى بيشترى را براى فرو رفتن بيشتر و لجاجت ورزيدن در باطل در اختيار آن مخالفان قرار مىداد و آنان همچنان در راه باطل و تمسك به آن پيش مىرفتند .
بدينترتيب ، كسانى كه پذيرفته بودند شلاق شكنجه باشند به گمراهى خويش ادامه مىدادند و بيش از پيش در آن غوطهور مىشدند . كسانى هم كه پذيرفته بودند بدون آزار دادن ديگران در جبههء مخالف قرار داشته و بدون اعمال هيچگونه سختگيرى نسبت به كسانى كه اين آيين جديد را پذيرفته بودند در سپاه مخالفان باشند ، با همان شيوه كه خود مىپسنديدند به راه خود ادامه مىدادند و پيشنهادهايى به رسول خدا ( ص ) ارائه مىكردند كه به گمان آنان و اقتضاى آنچه شيطان مادّه و مادّهپرستى به اذهان و انديشههاى آنان افكنده بود مىتوانست او را بفريبد و از ادامهء راه خود و اعلان دعوت روى گردان سازد .
230 - بيشتر راويان يادآور شدهاند هنگامى كه پيامبر ( ص ) بىآنكه از بتهاى قريش به بدى ياد كند يا آنان و پدرانشان را به كمخردى و سفاهت متّهم سازد آنان را به اسلام دعوت مىكرد ، با موضع مسالمتآميز آنان و يا دفاع آنان از عقايد خود با شيوههاى پسنديده و يا بىاعتنايى و عدم اهتمام برخى از آنان به رويارويى با وى مواجه مىشد امّا زمانى كه به بدگويى بتان آنها و متّهم كردن آنها و پدرانشان به سبك خردى پرداخت ، آنان به جاى آن موضع قبلى به مقاومتى سخت پرداختند كه اين مقاومت در برخى از آنان در شكل آزار مسلمانان جلوه كرد و در برخى از آنان در شكل استنكارى مستمر . پس از آن نيز اين موضع به دشمنى ، كينه برانگيزى و قطع روابط كهن خانوادگى تغيير شكل و تحوّل يافت .
در مقابل اين موضع راويان ، حقيقت آن است كه ما هيچ نمىتوانيم چنين تقسيمبنديى در كار رسول خدا ( ص ) به دو مرحلهء مزبور و چنين فارق زمانيى
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 643
مساهمون: حسين صابري
ص٦٤٣