تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦
بود . اعراب در منزلت و موقعيّتى كه قريش داشت با آنان رقابت مىكرد ، قريش با بنى قصّى در آن موقعيّتى كه اين خاندان داشت رقابت نشان مىداد ، بنى قصى و ديگران با بنى عبد مناف رقابت داشتند و بنى اميّه رقيب بنى هاشم بودند در آن رياستى كه اين خاندان بدان دست يافته و منزلت والايى كه به سبب كليددارى كعبه و بر عهده داشتن مسؤوليّت اين امر به دست آورده بودند ، چه ، هاشم رياست را از عبد مناف و عبد المطّلب آن را از هاشم و بالاخره ابو طالب آن را از عبد المطّلب به ارث برده بود . بدين‌ترتيب دعوت اسلامى كه در ميان بنى هاشم قد بر افراشت در معرض دشمنى كسانى كه با قصى دشمنى داشتند و در معرض كينهء كسانى كه با عبد مناف خصومت مىورزيدند و هدف خشم و دشمنى كسانى كه دشمنان بنى هاشم به شمار مىرفتند قرار گرفت و از همه اين گروههايى كه كينه‌ها و خصومتهاى قومى و قبيله‌اى داشتند نيروى معارض دعوت شكل يافت . شايد روشنترين تصوير اين كينه‌ها كه همه در يك جا گردهم آمده در شخصيّت عمرو بن هشام جلوه‌گر بود ، همان كه در اسلام به نام ابو جهل شهرت يافت و شايستهء چنين نامى نيز هست كه او فرعون اين امّت بود ، هرچند فرعون در آن پايه از سبك خردى ، نادانى و كم عقلى كه او داشت نبود . رسول خدا ( ص ) ابو جهل را لعنت فرستاد و آنگاه او را به كنيه‌اش ( ابو الحكم ) مخاطب قرار داد و فرمود : « اى ابو الحكم ، به سوى خداوند و رسول او آى كه من تو را به پيروى خود فرا مىخوانم » ابو جهل در پاسخ گفت : « اى محمّد ، آيا تو از دشنام‌گويى خدايان ما دست مىشويى ؟ آيا تو جز اين مىخواهى كه گواهى دهيم تو رسالت را ابلاغ كرده‌اى ؟ اينك ما گواهى مىدهيم كه ابلاغ كرده‌اى . سوگند به خداوند ، اگر مىدانستم كه آنچه تو مىگويى حق است از تو پيروى مىكردم » . اين گفتگويى است آرام كه همه از جانب رسول خدا ( ص ) حكمت و تدبير و
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 636 | حسين صابري / محمد أبو زهرة