البتّه اين مردم ، پيش از اين از آنچه از اخلاق و رفتار محمّد ( ص ) ديده بودند چنين حدس مىزدند و اين انتظار را داشتند كه او آنان را به تحريم خمر كه بدان اعتياد داشتند فرا خواهد خواند ، زيرا وى خود در دوران جاهليّت هرگز طعم اين مسكر را نچشيد . قرآن كريم نيز خمر را رزقى نيك ندانسته ، مىفرمايد : « از ميوههاى خرما و انگور نوشابههايى و روزى نيكى برمىگيريد » « 45 » . در اين آيه اين نوشابهها در مقابل روزى نيك قرار گرفته و اين اشاره است به قبح آن .
همچنين در آن دوران ربا بخشى از تجارت آنان به شمار مىرفت و در چنين وضعيتى آنان بر خلاف ميل خود شاهد آن بودند كه محمّد ( ص ) در تجارت خويش نه به اين كار دامن مىآلود و نه از آن خشنود بود . آنان همچنين مشاهده مىكردند كه قرآن كريم در ميان آنان تلاوت مىشود و به تحريم آن اشاره مىكند ، آنجا كه مىفرمايد : « آنچه به ربا مىدهيد تا در اموال و سرمايههاى مردم فزونى يابد و بهره دهد ، در نزد خداوند فزونى نخواهد يافت و سودى نخواهد بخشيد . آنچه به زكات مىدهيد و در آن خدا را و خشنودى او را مىطلبيد ، ثروت چنين كسانى دو چندان خواهد شد » « 46 » .
اين آيه حاكى از آن بود كه اين دين جديد كه محمّد ( ص ) آن را آورده است ، رباخوارانى را كه ثروت خود را در ربا به كار مىگيرند نگران خواهد ساخت ، كسانى كه اموال خود را به نسيه به ديگران مىدادند و بهرهء تجارت ديگران را به عنوان ربا مىخوردند . در ميان اين گروه بزرگانى بودند كه از همين راه به ثروتى گران دست يافته بودند و مىگفتند : « خريد و فروش تنها همانند رباست » « 47 » .
بدينترتيب ، آن مردم چنين گمان كرده بودند كه اين دين تازه همه كارهاى آنان را برهم خواهد زد و بدين سبب ، شتابزده به انكار آن پرداختند .
هامش
( 45 ) - نحل / 67 .
( 46 ) - روم / 39 .
( 47 ) - بقره / 275 .