قوى به آن داشته باشند ، هرچند گفتههاى آنان تقديس بتان را در جاى جاى خود داشت و آنان دربارهء بتها به اوهام و خرافاتى عقيده داشتند و با تسلّط و نفوذ اين اوهام و خرافات ، در پرستش خداوند بتها را نيز شريك او قرار مىدادند ، در حالى كه خود مىدانستند كه خداوند آفريدگار آسمان و زمين است .
از ديگر سوى روشن است دوستداران مال و ثروت و برترى طلبى و فزون طلبى بر مردم هيچ تغييرى را خوش نمىدارند ، بلكه زندگى آرام و عادى را مىپسندند كه هيچ تغيير و دگرگونى در افكار و انديشهها وجود نداشته باشد .
چنين مردمى هيچ در انديشهء چنان تغييراتى نيز برنمىآيند و به همين سبب ، آن هنگام كه پيامبر ( ص ) آنان را مخاطب دعوت الهى ساخت ، پاسخ آنها اين بود كه « ما از همان چيزى پيروى مىكنيم كه پدران خود را بر آن يافتهايم . آيا چنين عقيدهاى درست است حتّى اگر پدران آنها هيچ درك نمىكردند و راه نيافته بودند ؟ » « 43 » .
خداوند در جاى ديگرى دربارهء آنان چنين مىفرمايد : « چون بدانان گفته شد از آنچه خداوند نازل ساخته پيروى كنيد ، گفتند : « ما از آنچه پدران خود را بر آن يافتهايم پيروى مىكنيم » . آيا بايد چنين بگويند حتّى اگر شيطان آنان را به عذاب برافروختهء دوزخ فرا مىخواند » « 44 » .
آن مردم به شرك خو گرفته بودند و با توحيد الفت و انسى نداشتند ، هرچند حق روشن و برهان آن استوار بود . آنها به بتان تمسّك مىورزيدند در حالى كه بدانها ايمان نداشتند و به همين سبب نيز آن بتان را درهم مىشكستند و با همين حالت مورد پرستش قرار مىدادند و يا بىآنكه نام بت تغيير كند سنگى را جايگزين سنگى ديگر مىساختند .
با همهء اينها ، آن مردم حاضر نبودند اين بتها را به سوى آيينى كه بدان آشنايى ندارند ترك گويند .
هامش
( 43 ) - بقره / 170 .
( 44 ) - لقمان / 21 .