كرد و به آن حضرت گفت : « من براى اينگونه بادها مىتوانم طلسم بنويسم و خداوند هركه را خواهد بر دستان من شفا مىدهد . به سوى من پيش آى » . رسول خدا ( ص ) در پاسخ وى سه بار فرمود : « سپاس خداوند راست . او را سپاس مىگوييم و از او يارى مىجوييم . هركس را كه خداوند هدايت كند گمراه كنندهاى نخواهد بود و هركس را خداوند راه ننمايد هدايتگرى . گواهى مىدهم كه خدايى جز الله نيست يگانه است و او را شريكى نيست » .
در اين هنگام ، ضماد كه از سخنان پيامبر تأثير برگرفته و خداوند دل او را به سوى ايمان گشوده بود ، گفت : « به خداوند سوگند ، من سخنان كاهنان ، گفتههاى ساحران و كلام شاعران را شنيده ، ولى تاكنون همانند اين كلمات نشنيدهام . پس دست خود پيشآر تا با تو بيعت اسلام بر بندم » . بدينترتيب ، او با رسول خدا ( ص ) بر اسلام بيعت بست .
قابل ملاحظه آن است كه ضماد پس از شنيدن كلام پيامبر ( ص ) به آن حضرت مىگويد : « سخنان خود را بر من تكرار كن كه اين كلمات به مرز سحر رسيده است » .
اين وضعيّت كسانى بود كه به آيين اسلام در مىآمدند . آنان همه به صورت فردى به اين آيين مىپيوستند و جز آنچه در مورد بنىغفار گفته شده است سابقه ندارد كه به صورت گروهى مسلمان شده باشند . اين مسلمانان هر چند اندك ، امّا رو به فزونى بودند نه رو به كاستى . آنان از خاندانها و ملل گوناگون بوده و اينك مرزهاى شهر مكّه را در نورديده بودند . اينك آيا قريش در مقابل چنين وضعيّتى چه مىكرد ؟
رويارويى
223 - ورقة بن نوفل چنين پيشبينى كرده بود كه ميان محمّد ( ص ) و قوم او به سبب آنچه خداوند به وى وحى مىفرستد و او به اداى رسالتى كه خداوند او را