دشنام مىدهند و مذمّم را لعنت مىفرستند ، در حالى كه من محمّد هستم » .
زن ابو لهب علاوه بر اين صفات همه صفاتى را كه هر زن سبكسرى ممكن است داشته باشد در خود داشت ، از آن جمله اينكه به سخن چينى مىپرداخت و آتش دشمنيها را شعلهور مىساخت . خداوند دربارهء او در قرآن كريم چنين فرموده است : « دو دست ابو لهب بريده باد . مال و ثروتى كه اندوخته بود هيچ بكارش نيامد و او را سودمند نيفتاد . به زودى در آتشى پر زبانه در خواهد افتاد . همسرش نيز هيزمكش [ خصومتهاست ] و در گردن او ريسمانى از ليف خرما » « 20 » .
اين ابو لهب است و اين راز دشمنى او با حق و با محمّد ( ص ) است با آنكه آن حضرت از خويشاوندان نزديك او بود و وى در روز ولادت آن بزرگ از اين ماجرا شادمان شده بود .
214 - اين ابو لهب و اين هم موضع او در مقابل دعوت رسول خدا ( ص ) كه پس از دوستى و محبّت وى نسبت به پيامبر ( ص ) در دوران خردسالى او اينك موجبات ناخشنودى وى را فراهم آورده و بدينترتيب وضعيّتى را پديدار ساخته بود كه دو طبع در آن با يكديگر به مخالفت پرداخته بود : طبيعت مادّى عمو و طبيعت روحى و معنوى پسر برادر كه هيچ آزمند ثروت و مال نيست .
امّا بر خلاف ابو لهب ، ابو طالب دشمن دعوت رسول خدا ( ص ) نبود و اظهارات وى چنين نشان مىدهد كه او هيچ عناد و دشمنى با پيامبر ( ص ) نداشت .
بلكه به همان اندازه كه ابو لهب داراى صفاتى متناقض با دعوت پيامبر بود ، ابو طالب صفاتى داشت كه با اصل دعوت رسول خدا ( ص ) در توافق و همسو بود .
چه ، ابو طالب خودپسند و عاشق ثروت نبود ، بلكه چنان كه برمىآيد از اخلاق و روحيّاتى برخوردار بود كه وى را به سوى ايثار و محبّت متمايل مىساخت و وى به همين سبب ، تحمّل رنج و سختى در راه يارى رسول خدا ( ص ) را بر آسايش و
هامش
( 20 ) - مسد / 5 - 1 .