تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 584

مساهمون:

ص٥٨٤
خدا ( ص ) را پروردى و وى محبوب او بود و نيز چون عبّاس عموى ديگر پيامبر و كسانى از اين قبيل . اين آيتى بزرگ ، گواه آن بود كه اسلام از اين پيراسته و پاك است كه تعصّب به آن ارزش و بها دهد و يا به خاطر تعصّب از آن پيروى شود . آن دين خداست كه براى محو جاهليّت آمده و - آن‌گونه كه بيان خواهيم كرد - در سرتاسر دوران دعوت هيچ پاسخى به خاطر تعصّب و به انگيزهء طرفداريها و جانبداريهاى گروهى و قبيله‌اى بدان داده نشده است تا كسى نگويد خاندانى به سلطنتى چشم دوخته بود و يا از سلطه‌اى كه داشت براى پيشبرد نبوّتى كه در ميان آنان برخاسته بود ، بهره جست ؛ بويژه آن‌كه از ديرباز رياستها و مسؤوليتهاى مربوط به كعبه ، نسل در پى نسل ، در ميان بنى هاشم قرارداشت و آنان بدين‌وسيله از نوعى سلطه و نفوذ برخوردار بودند و ابو طالب آخرين فرد اين خاندان بود كه معاصر پيامبر اكرم ( ص ) مىزيست . اگر بنى هاشم نخستين كسانى نبودند كه اسلام آوردند ، امّا نخستين مردمى بودند كه اسلام را يارى كردند و به يارى پيامبر ( ص ) برخاستند . اين يارى از روى تعصّب بود و نه ، عقيدهء آنان به اسلام ، چه ، در آن زمان اين يكى از عادات و رسوم عرب بود كه هركس در پناه حمايتى مبتنى بر تعصّب مىزيست و خاندان او وى را به دشمن تسليم نمىكردند و تسليم كردن او را نوعى ذلّت و خوارى براى خود محسوب مىداشتند و سستى كردن در يارى او را مايهء قهر و زبونى خويش مىدانستند ، بويژه آن‌كه محمّد يك متجاوز نبود ، بلكه مورد ستم و تجاوز ديگران و آزار آنان قرار داشت كه به گونه‌اى توصيف ناپذير بر او فرو مىباريد . براى اثبات اين حقيقت كه يارى و پشتيبانى بنى هاشم از رسول خدا ( ص ) در هنگام سختى و گرفتارى از تعصّب برخاسته بود ، به اين گواهى تاريخ اشاره مىكنيم كه آنان پس از قدرت يافتن محمّد ( ص ) از وى پشتيبانى نكردند ، بلكه حتّى عبّاس عموى پيامبر ( ص ) كه پس از ابو طالب بزرگ بنى هاشم شمرده مىشد ،