است كه حارث بن هشام از رسول خدا ( ص ) پرسيد كه « چگونه وحى بر تو نازل مىشود ؟ » فرمود : « گاه مثل صداى يك زنگ به سراغم مىآيد كه همين سختترين حالت بر من است . در اين زمان در حالى كه آنچه را گفته فرا گرفتهام ، از من جدا مىشود . گاه نيز فرشته در صورت يك مرد برايم ظاهر مىشود و آنچه را مىگويد درك مىكنم » .
عايشه خود نيز مىگويد : « من رسول خدا ( ص ) را ديدم كه در روزهاى بسيار سرد فرشته بر او نازل مىشود و در حالى كه عرق از پيشانى پيامبر سرازير است ، از آن حضرت جدا مىشود » « 33 » .
ما در اينجا سعى آن نداريم كه به توضيح اين مرتبه در رسيم ، چه ، اينها مراتبى روحى است كه انديشهء ما به درك حقيقت آن فرا نمىرسد . البتّه مىكوشيم تا تنها تصوّرى از اين مرتبه بيابيم ، بىآنكه آن را كاملا شناخته باشيم ، چرا كه تنها كسى از اين پديده شناختى به دست مىآورد كه خود آن را تجربه كرده باشد و اين در حالى است كه كسى جز برگزيدگان نيكو و پاك الهى چنين چيزى را تجربه نكرده است .
آنچه ما از اظهاراتى كه دربارهء اين حالت آمده در مىيابيم آن است كه جبرئيل امين با پيامبر و به روح و جسم او در مىآميخت و با صدايى قوى و فرياد مانند كه خشونتى چون خشونت صداى يك زنگ داشت او را مخاطب قرار مىداد ، او آن صدا را مىشنيد و ديگران نمىشنيدند ، آن را احساس مىكرد و ديگران احساس نمىكردند و بدينترتيب ، فرشتهء وحى با كلامى قابل فهم ، هر چند با صدايى محكم و با خطابى استوار با رسول خدا ( ص ) سخن مىگفت و با در آميختن با روح و جسم پيامبر سخنگويى سنگين در جسم و تن او مىشد كه بر آنچه پيامبر ( ص ) روى آن نشسته بود ، فشار زيادى وارد مىساخت . در اين حال ، رسول خدا ( ص )
هامش
( 33 ) - شرح المواهب اللدنية ، ج 1 ، ص 29 .