اين نوع از رؤيا در پارهاى موارد مىتوانست موجب تكليف نيز بشود ، آن گونه كه در ماجراى ابراهيم در قضيّهء ذبح فرزند چنين بود ، آنجا كه خداوند در قرآن مىفرمايد : « ابراهيم گفت پروردگارا مرا فرزندى از صالحان ده . ما نيز او را به پسرى بردبار مژده داديم و شاد ساختيم . هنگامى كه آن پسر رشدى يافته در كنار پدر اينسو و آنسو مىرفت ابراهيم به وى فرمود : پسرم ، من چنين در خواب ديدهام كه تو را ذبح مىكنم ، نظر تو در اين باره چيست ؟ او گفت : اى پدر آنچه بدان امر شدى به انجام رسان كه انشاء الله مرا از صابران و پايداران خواهى يافت . هنگامى كه هر دو تسليم ارادهء الهى شدند و ابراهيم فرزند را براى كشتن به رو بر زمين خواباند ، ما او را مخاطب ساختيم كه اى ابراهيم ، آن رؤيا را تحقيق بخشيدهاى . ما نيكوكاران را چنين پاداش مىدهيم . اين امتحانى روشنگر است . و آنگاه ذبحى بزرگ براى او فديه فرستاديم » « 32 » .
در اين آيات شاهد آنيم كه خليل خدا ابراهيم از رؤياى خويش دريافت كه مأمور آن شده است تا فرزند خود را ذبح كند و به همين سبب نيز پايدار و صبور ، در حالى كه اسماعيل اوّلين فرزندش بود و مىبايست او را قربانى مىكرد اين تكليف الهى را پذيرفت . پاسخ مثبت به اين دعوت از سوى ابراهيم ، حقيقة ، آزمايشى روشنگر بود ، چه ، هم ابراهيم دعوت خداوند را پاسخ گفت و هم اسماعيل اين پاسخ را پذيرا شد و بدينترتيب هر دوى آنان از نيكوكاران و نيك ، پايداران بودند .
مرتبهء دوّم : آنچه فرشتهء وحى در دل و انديشهء او مىافكند . اين تعبير ابن قيم از اين مرتبه است و از آن چنين استفاده مىشود كه فرشته واسطه ميان خدا و رسول بود و به امر پروردگار در روح پيامبر مىدميد و بدينترتيب آنچه از اين راه به پيامبر مىرسيد وحيى بود كه از طريق فرشته دريافت مىداشت . ابن قيم براى اين نوع اخير اين حديث را مثال مىآورد كه رسول خدا ( ص ) فرمود : « روح القدس چنين
هامش
( 32 ) - صافّات / 107 - 100 .