تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
از طريق يك فرشته - با هر حالتى كه داشته باشد - بلكه پيامى از خداوند . اين امر مقتضى رؤيت نيست ، چه ممكن است خداوند از پشت پردهء غيب با آن بنده‌اى كه براى پيامبرى برگزيده سخن گويد تا كلام خداوند بىآن‌كه ذات والاى او با چشم مشاهده گردد بر بنده‌اش القاء شود . ذات او قابل رؤيت نيست ، آن‌سان كه از او سؤال شد كه « آيا پروردگار خود را ديده‌اى ؟ » در پاسخ فرمود : « او نور است . پس كجا مىتوانم او را ببينم ؟ » . تفسيرى كه ما از اين مرتبه برگزيديم ، اين مرتبه را با مرتبهء هفتم يكى مىسازد و اگر بنا باشد كه لزوما اين دو مرتبه را از يكديگر منفك و جدا سازيم ، خواهيم گفت : اين مرتبه ، وحى مباشر و مستقيم خداوند در شب معراج است ، بىآن‌كه هيچ‌چيز در اين بين واسطه شود . بنابراين تا آن اندازه كه ما بر آن اساس كه ابن قيم تقرير مىنمايد تصوّر مىكنيم در اين مرتبه كلامى در كار نيست كه خداوند بدان سخن گفته باشد ، بلكه اين مرتبه مرتبهء وحى مستقيم است . مرتبهء هفتم : سخن از پس پردهء غيب . ابن قيم در تفسير اين مرتبه مىگويد : « سخن گفتن خدا با او بدون وساطت هيچ فرشته‌اى ، آن‌گونه كه خداوند با موسى بن عمران سخن گفت . اين مرتبه به تصريح نص قرآن و بطور قطعى براى موسى و براى پيامبر ( ص ) ما نيز در حديث معراج ثابت است » . با اين تفسير روشن مىشود كه مرتبهء ششم و هفتم با يكديگر تداخل دارند و هيچ‌يك از اين‌دو ، مرتبه‌اى خاص و مستقل نيست « 36 » . در حقيقت اين مراتب [ همه يا اكثر آنها ] در يكديگر تداخل دارند و همهء آنها در قرآن كريم ذكر شده است ، آنجا كه مىفرمايد : « براى هيچ بشرى اين [ امكان ] نيست كه خداوند با او سخن گويد مگر در [ قالب ] وحى و الهام يا از پشت پردهء
هامش
( 36 ) - مراتب مذكور در زاد المعاد ، ج 1 ، ص 25 و بعد از آن و المواهب اللدنيه و شرح آن ، ج 1 ، ص 225 و بعد از آن آمده است .