يابد . دحيه نيز در اين دگرگونى ظاهر فرشته و در آمدنش به صورت وى هيچ نقش و تأثيرى ندارد ، چه ، او همچنان يك موجود زنده است كه حيات در كالبد او جريان دارد ، مىخورد ، مىآشامد و همه شوؤن زندگى يك انسان را به جاى مىآورد و در آمدن فرشته به صورت وى هيچ كاستى و نقصى و يا تحوّل و تغييرى در او ايجاد نمىكند .
اينكه روح القدس در قالب يك جسم آشكار شود مقتضى آن نيست كه جسم فرشته و يا فرشته جسم شود ، چه ، فرشته روحى غير حيوانى و بىبهره از زندگى انسانى است به گونهاى كه اگر آن پيكرى را كه در قالب آن در آمده ، رها سازد ، هستى او از ميان نمىرود . زيرا فرشته پديدهاى جسمى نبوده و بلكه روحى است كه در قالب جسمى كه خداوند خلّاق و عليم آن را آفريده قرار مىگيرد و يا به صورت آن جسم ظاهر مىشود و هنگامى كه فرشته از نظرها پنهان شود آن جسم انسانى نيز رخت برمىبندد .
مرتبهء چهارم : سروش نهانى . گاه روح القدس با صدايى به سان صداى يك زنگ او را مخاطب خود قرار مىداد . ابن قيم مىگويد سختترين نوع وحى بر پيامبر همين نوع بود . او مىگويد :
« فرشته به رسول خدا ( ص ) در مىآميخت آنچنان كه حتّى در روزهاى بسيار سرد عرق از پيشانى وى سرازير مىگشت و حتّى آن هنگام كه بر شتر نشسته بود ، شتر بر زمين مىنشست . يك بار در حالى كه پاى آن حضرت بر روى پاى زيد بن ثابت قرار داشت بر اين شيوه وحى بر او نازل شد و پاى آن بزرگ آنقدر بر روى پاى زيد سنيگنى كرد و آن را فشرد كه نزديك بود آن را خرد كند » .
بخارى از زيد چنين نقل مىكند كه گفت : در حالى كه ران پاى پيامبر روى پاى من قرار داشت خداوند بر وى وحى فرستاد . پس پاى وى آنچنان بر من سنگينى كرد كه ترسيدم ران پايم خرد شود .
در صحيح مسلم و صحيح بخارى و نيز در الموطأ به نقل از عايشه آمده
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 561
مساهمون: حسين صابري
ص٥٦١