در قلبم دميد كه هيچكس نخواهد مرد مگر آنكه روزى خود را بخورد . پس تقواى خداوند پيشه كنيد و به پاكى در طلب روزى برآييد » .
تفاوت ميان اين نوع با وحيى كه با ملاقات جبرئيل صورت مىپذيرد آن است كه در نوع اخير ملاقات با جبرئيل در عالم خارج و در قالب يك خطاب خارجى است ، امّا در نوع ديگر ، ملاقات در دل و در قلب و در عقل صورت مىپذيرد .
شايد بتوانيم نوع نخست را از آن نوع بدانيم كه با روانه داشتن يك فرستاده به سوى پيامبر به او وحى مىشود ولى در آن نوع ديگر ، هنگامى كه صرفا يك الهام الهى در كار باشد و پيامبر نيز يقين كند كه آنچه به دل و انديشهء او مىگذرد الهامى از جانب خداوند است ، در اين صورت كلام خداوند بىآنكه هيچ واسطهاى در اين ميان قرار گيرد به پيامبر وحى شده است .
مرتبهء سوّم : همسخنى با فرشته ، بدانگونه كه مثلا فرشته در صورت مردى ظاهر مىشود و پيامبر را مورد خطاب قرار مىدهد تا وى آنچه را فرشته به او مىگويد درك كند . گاه فرشتهء وحى در صورت مردى به حضور رسول خدا ( ص ) مىرسيد كه آن حضرت گمان مىكرد وى فردى از انسانهاست نه يكى از فرشتگان .
به عنوان مثال ، آنگونه كه نسائى به سند صحيحى از عبد اللّه بن عمر روايت مىكند ، گاه فرشتهء وحى در صورت دحيهء كلبى به حضور پيامبر مىرسيد . گفته شده آمدن جبرئيل به حضور پيامبر در چهرهء دحيهء كلبى پس از نبرد بدر بوده است .
ابن قيم مىگويد : دحيه مردى خوش سيما بود آنچنان كه چون براى تجارت مىآمد زنان زيباروى براى ديدن او از خانه بيرون مىآمدند .
البتّه آمدن جبرئيل در صورت دحيهء كلبى بدان معنى نيست كه جبرئيل امين از حالت روحانى بودن بيرون آمده يا روحانيّت از او رفته است ، بلكه او همچنان يك روح و آن چهرهاى كه در آن ظهور يافته ، ظهور روح است در قالب يك جسم و عليرغم اين ، هنوز معناى فرشته در او به جاى خود باقى است و هيچ مانعى از نظر عقل وجود ندارد كه يك پديدهء روحانى در قالب انسانى كه داراى جسم است ظهور
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 560
مساهمون: حسين صابري
ص٥٦٠