و پروردگار خود را بزرگدار و جامهء خويش را پاكيزهساز » « 28 » . در روايت ديگرى به اين اشاره دارد كه اين آيات نخستين آيات نبود . البتّه در آن روايت چنين نيز نيامده كه مشاهدهء روح القدس جبرئيل قبل از همه چيز بود چه ، اين روايت مىگويد :
« ناگاه آن فرشتهاى را ديدم كه در حراء بر من نازل مىشد . او بر كرسيى ميان زمين و آسمان نشسته بود . پس من جانبى از آن را به سوى خود كشيدم .
روايت اخير مرجع ضميرى را كه در روايت نخست وجود دارد كه مىگويد « ناگاه او را بر عرش و در آسمان ديدم » مشخّص ساخته و بيان مىدارد كه مراد از « او » در آن روايت همان فرشته است .
اين كلام بىهيچ ترديدى نشان مىدهد كه وحى براى نخستين بار در غار حرّاء بر پيامبر نازل شده و در همانجا آيات اوّل سورهء علق فرو فرستاده شده و پس از آن در مرحلهء بعد آيات آغازين سورهء مدثّر نازل گشته و نه آنگونه كه ابو سلمه مىپندارد در نخستين وحى الهى اين آيات به پيامبر ابلاغ شده است .
در اين ميان نگاهى دقيق اين حقيقت را بر ما روشن خواهد ساخت كه اوّلين آيات نازل شده از قرآن همان آيات نخست سورهء علق بوده و اين اصلى غير قابل خدشه و مناقشه ناپذير است . پس از نزول اين آيات به مدّت پنج ماه و چند روز جريان وحى قطع شده و پس از گذشت اين دوره ، آيات ابتداى سورهء مدثّر نازل شده است .
از اين پيش يادآور شديم كه دورهء انقطاع وحى پس از نزول آيهء « اقرأ » در ماه رمضان سال چهل عام الفيل آغاز شده و در ماه ربيع الاوّل سال چهل و يكم پايان يافته است .
حقيقت آن است كه روايات ظاهرا دوگانه كه پيرامون نخستين آيات نازل شدهء قرآن رسيده براى آگاهان اهل تأمّل هيچ تناقض و دوگانگيى ندارد ، چه ، اوّلين آياتى كه از قرآن كريم نازل شد دربر دارندهء امرى به تبليغ رسالت الهى نيست ، بلكه در نخستين نزول وحى ، ملاقات رسول خدا ( ص ) با روح القدس و اعلام قرآن
هامش
( 28 ) - مدثر / 4 - 1 .