ما به طريق ذيل ميان اين روايات سازگارى و جمع برقرار مىكنيم و مىگوييم .
نخستين نزول وحى در بيست و هفتم ماه رمضان سال چهل ولى مأموريّت آن حضرت به تبليغ وحى در هشتم ربيع الاوّل بوده است . بدينترتيب ، فاصلهء زمانى ميان اين دو مرحله پنج ماه و اندى خواهد بود يعنى ماههاى شوال ، ذو القعده ، ذو الحجه ، محرم و هفت روز از ماه ربيع الاوّل . اين جمع ما را به اين نظر رهنمون مىشود كه دوران انقطاع وحى نيز كه براى پيامبر دورانى سخت بود ، همين دوران مىباشد . در شرح المواهب اللدنيه با اشاره - و نه بصراحت - به اين نظر پرداخته شده است . در آن كتاب چنين مىخوانيم :
« ميان دو نقل ، نقلى كه پيامبر در ماه رمضان مبعوث شد و نقلى ديگر مبنى بر اين كه بعثت در ماه ربيع بوده ، به همان نحو كه حديث عايشه نيز با آن همسويى دارد ، جمع و سازگارى برقرار شده است ، آنجا كه عايشه مىگويد :
« نخستين چيزى كه وحى با آن آغاز شد ، رؤياى صادقه بود » . بنابراين جمع ، پيامبر در ماه ربيع به وسيلهء رؤياى صادقه نبى خداوند بوده و سپس در ماه رمضان جبرئيل بر وى نازل شده است » « 23 » .
مشاهده مىكنيم كه صاحب شرح المواهب اللدنيه از ابن حجر نقل مىكند كه وى در كتاب فتح البارى اين جمع و تأليف را آورده است . ما در اصل چنين توفيقى و اينكه اختلاف در تاريخ شروع وحى به اختلاف در نحوهء آن و يا مفاد آن برمىگردد با ابن حجر موافقيم امّا در اين استنباط وى كه نزول وحى در ماه ربيع به سال 41 به وسيلهء رؤياى صادقه و نزول جبرئيل در ماه رمضان همان سال بوده است با او مخالفيم ، زيرا كسانى كه گفتهاند نزول وحى در ماه رمضان صورت گرفته
هامش
گرفته يا اين نزول آغاز شده است . ر . ك . عاملى ، جعفر مرتضى ، الصحيح من سيرة النبى الاعظم ، ج 1 ، ص 196 - 191 . - م .
( 23 ) - شرح المواهب اللدنية ، ج 1 ، ص 207 .