خدا ( ص ) آموزش مىداد و چنين چيزى در تاريخ ثابت نشده ، بلكه آنچه به ثبوت رسيده آن است كه پيامبر ، از نخستين بار كه نور آسمانى به وى رسيد تا آخرين تابش اين فروغ ، در ارتباط با جبرئيل روح الامين بود .
ثانيا : شعبى خود يك تابعى است و در اين روايت متذكّر آن نشده كه روايت خود را از كدام يك از صحابه نقل مىكند و علاوه بر اين ، بسيارى از راويان آن را انكار كردهاند . به عنوان مثال واقدى مىگويد : هيچ يك از فرشتگان جز جبرئيل با پيامبر ( ص ) در ارتباط نبود .
به هر حال پس از اين اظهارات چنين مىبينيم كه تقدير و تحديد اين مدّت به سال ، هر اندازه باشد ، امرى نامعقول و نامقبول است و از سوى ديگر داراى هيچ سند صحيحى نيز نيست تا حدّاقل آن را يك منقول بدانيم و نقل پشتوانهء آن قرار گيرد . آنچه در اين ميان عقيدهء ماست آن است كه اين مدّت را بايد در محدودهء چند ماه دانست و شايد بنا بر آنچه بعدا به آن اشاره خواهيم كرد « 20 » ، پنج ماه و اندى باشد .
196 - تا اينجا بحث پيرامون نخستين رويارويى پيامبر با وحى الهى كه از طريق آن فيض خداوند به محمّد بن عبد اللّه ( ص ) رسيد به پايان برديم . امّا قبل از آنكه اين فصل را خاتمه دهيم و به بحث پيرامون آغاز تبليغ و بر دوش كشيدن سختيهاى رسالت و دعوت و جهاد در راه آن از سوى پيامبر ( ص ) از آن هنگام كه امر الهى را آشكار ساخت بپردازيم و پيرامون آن موضوعات در فصول آينده سخن گوييم شايسته است به روشن كردن حقيقت پيرامون سه مسأله كه عالمان دربارهء آن سخن گفتهاند پرداخته شود :
يك : ماهى كه در آن وحى نازل شد . در اين خصوص يك قول اين است كه ماه نزول وحى ماه رمضان بود . اين قول همان است كه كتب سيره از آن ياد كرده و ما نيز آن را ترجيح داده و به آن رسيده و سيرهء پاك پيامبر اكرم را بر مبناى آن پيش
هامش
( 20 ) - در اواخر بحث شماره 197 به اين بحث پرداخته شده است . م .