مدّت انقطاع وحى طولانى مىشد ، ديگربار دست به چنين كارى مىزد و چون به قلّهء كوه مىرسيد دوباره جبرئيل بر او آشكار مىشد و همان سخنان را اظهار مىداشت » .
اين روند ادامه داشت تا آن زمان كه دوران انقطاع وحى به پايان رسيد .
در صحيح بخارى و صحيح مسلم به نقل از جابر بن عبد اللّه انصارى چنين آمده است :
« از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه مىفرمود : در حالى كه راه مىرفتم ، ناگاه صدايى از آسمان شنيدم . پس به بالا نگريستم و همان فرشتهاى را ديدم كه در حراء بر من نازل شده بود . او بر كرسيى ميان زمين و آسمان نشسته بود . پس جانبى از آن را به سوى خود كشيدم تا آنگاه كه بر زمين افتادم . در پى آن به سوى خانوادهام برگشتم و گفتم : « مرا بپوشانيد » . از آن پس بود كه خداوند اين آيات را نازل كرد كه « اى به جامه در پيچيده ، برخيز و هشدار ده و پروردگارت را بزرگدار و لباس خويش پاكيزه ساز و از آلودگى دورى گزين » « 17 » . در پى نزول اين آيات جريان نزول وحى ديگر بار پى گرفت و ادامه يافت » « 18 » .
مدّت انقطاع وحى
195 - روايات در بيان مدّتى كه وحى انقطاع يافته بود ، ميان روايتى كه اين مدّت را طولانى مىداند و روايتى كه آن را كوتاه مىشمرد اختلاف دارند .
به عنوان مثال در المواهب اللدنيه اين مدّت به سه سال مىرسد در حالى كه اين مدّتى طولانى است و ما آن را بعيد مىدانيم ، بدان علّت كه قائل شدن به چنين مدّتى طولانى با اين نمىسازد كه رسول خدا ( ص ) در دوران انقطاع وحى در رنج و مشقّتى شديد بود تا آنجا كه مىخواست خود را از فراز قلّهء كوهها به پايين پرت كند و
هامش
( 17 ) - مدثر / 4 - 1 .
( 18 ) - البداية و النهاية ، ج 3 ، ص 16 به نقل از بخارى و مسلم .