او از ديدارى مجدّد با همسر كه او را به تحرّك فرا مىخواند . به هر حال ، خديجه در خود رغبتى براى كار و تلاش در مسألهاى كه پيش آمده بود مىيافت و از ديگر سوى انتظار آن داشت كه مسير زندگى شوهرش در آينده دچار تغيير و دگرگونى شود . پس برخاست ، لباسى بر تن كرد و به همراه محمّد بن عبد اللّه ( ص ) به ديدار ورقة بن نوفل روانه شد .
ورقه از حنيفانى بود كه بتپرستى را رها كرده ، به خداپرستى روى آورده بودند . او مسيحيّت را براى خود برگزيده بود ، به آن دليل كه زبان عبرى مىدانست و با استفاده از آن به مطالعه در اين آيين پرداخت و تورات را نيز مورد مطالعه قرار داد و بدينترتيب ، با استفاده از اصلىترين منابع از دو ديانت مسيحى و يهودى آگاهى يافت . چنين به نظر مىرسد كه او با آيين مسيحى مبتنى بر يگانهپرستى آشنا بود ، نه آيين تثليث . زيرا ، اين تثليث امرى نوظهور و تحريفى بود كه بعدها در آيين مسيحى به وقوع پيوست و علاوه بر اين ، مسيحيّت شرق كه در عراق و كنارههاى جزيرة العرب رواج داشت از نسطوريوس پيروى مىكرد و او منكر آن بود كه مسيح ، خدا يا پسر خدا باشد . همچنين ورقه خود بر اين عقيده بود كه كلمه « ابن » يا « پسر » كه در برخى از كتب مسيحى آمده ، موجب گمراهى آنان شده و ناشى از تحريف است گذشته از همه اينها ، گذشته زندگى ورقه اين اجازه را به ما نخواهد داد كه بگوييم او به تثليث عقيده داشت ، چه ، او عبادت بتهايى را كه نه سودى مىرساند و نه ضررى رها كرده بود و با چنين وصفى چگونه مىتوان گفت كه وى به تثليثى كه نمىتوان آن را در ذهن تصوّر كرد گردن نهاده باشد ؟
ورقه تا آن حد از زبان عبرى آگاه بود كه به اين زبان مىنوشت و آثارى را كه به اين زبان نوشته شده بود مىخواند و مطالعه مىكرد . او به همين سبب ، از بشاراتى كه در تورات و انجيل دربارهء پيامبر موعود آمده و اين بشارت كه رسولى به نام احمد خواهد آمد آگاهى داشت .
افزون بر اينها ، ورقه اينك به سنين پيرى رسيده و انديشهاش پختگى لازم
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 544
مساهمون: حسين صابري
ص٥٤٤