راه تأمّل و خداپرستى را در پيش گرفته بود ، ناگزير بايستى از بت و بتپرستى روى گردانده باشد تا تنها دل به سوى خداوند مشغول دارد ، در دلش جز او نباشد و او را آنچنان بپرستد كه گويا او را مىبيند . او بدينترتيب ، با دل نورانى خويش به درجهء نيكى و نيكوكاران و به رتبهاى شايستهء تحمّل مقام رسالت و اصل گشت . بنابراين ، ناگزير بايد چنين باشد كه وى مدّتى به خلوت گزيدن با خداى خويش پرداخته تا دل او تنها براى خداوند باشد .
اما اين كه نظام و برنامهء منظّمى كه وى براى عبادت خود بدان پايبند بود از چه زمان آغاز شد و وى از چه هنگام در طول سال از ميان همهء مردم بتنهايى به عبادت خداوند مىپرداخت و سپس در ماه رمضان هر سال براى عبادت خلوت مىگزيد ، سؤالى است كه در پاسخ آن از اخبار و روايات صحيح چنين برمىآيد كه قدر مسلّم اين كار در همان سال بعثت آغاز نشده بلكه اين سال سال پايان آن برنامه با نزول وحى بر آن حضرت بود ، آن هنگام كه روح القدس به عنوان فرستادهء خداوند بر او نازل گشت .
بنابراين ، لزوما مىبايست شروع اين برنامهء منظّم مدّتى قبل از نزول وحى و به گمان ما سالها قبل از آن باشد . البتّه ما نمىتوانيم اين مدّت را بدقّت حدس بزنيم ، هرچند چنين به ذهنمان مىرسد كه اين مدّت از پنج سال كمتر نيست يعنى از زمانى كه خانهء كعبه مورد تجديد بنا قرار گرفت و او با دست مبارك خويش حجر الاسود را در جاى خود قرار داد ، البتّه « تنها اين گمان ماست و يقين نداريم » « 7 » .
189 - اينك زمان پرداختن به پاسخ سؤال نخست است و اينكه وحى با چه چيزى آغاز شد . از عايشه نقل شده است كه « وحى با رؤياى صادقه آغاز شد و او هيچ خوابى نمىديد مگر آنكه چون صبح روشن تحقق مىيافت » .
البتّه اين روايت حكايت از آن ندارد كه آغاز وحى خداوند بر رسول خدا ( ص ) با رؤياى صادقه بود ، بلكه حاكى از آن است كه آغاز اشراق الهى و اتّصال به
هامش
( 7 ) - جاثيه / 32 .