از خانه و كسان دور باشد و تنها توجّه خود را به خداوند معطوف دارد .
به همين سبب ما اظهارات ابن اسحاق را مردود مىدانيم ، هرچند مىتوان گفت كه شايد خانوادهء رسول خدا ( ص ) به همراه او مىرفتند ، امّا در كنار او نمىماندند ، بلكه تا رسيدن به غار و تا هنگام اعتكاف وى را همراهى مىكردند و آنگاه او را با عبادت خود تنها مىگذاشتند .
188 - اينك خبرى را كه دربارهء آغاز وحى در صحيح بخارى و ديگر صحاح اهل سنّت آمده است مىآوريم :
بخارى از عروة بن زبير از خالهاش عايشه روايت مىكند كه گفت :
« نخستين چيزى كه وحى با آن آغاز شد ، رؤياى صادقه بود . او هيچ خوابى نمىديد مگر آنكه همانند صبح روشن تحقق مىيافت . سپس خلوت و انس محبوب او قرار گرفت و در غار حراء با خداى خود خلوت مىكرد و در شبهاى « ذوات العدد » « 5 » و پيش از آنكه به نزد خانوادهاش برگردد در آن غار به عبادت مىپرداخت و توشه برمىگرفت و سپس به نزد خديجه باز مىگشت و براى رفتن به اعتكافى ديگر خود را آماده مىساخت . اين كار ادامه يافت تا آن زمان كه وحى حضرت حق بر او فرود آمد در حالى كه در همان غار بود » « 6 » .
روايت فوق كه بخارى آن را از حبيب رسول خدا نقل كرده ، نزديكترين روايات به صحّت ، ارجح همهء روايات و صادقترين آنهاست كه از حقايق ذيل حكايت دارد :
الف - وحى خداوند در هنگامى بر پيامبر رسيد كه او در غار حراء بود و خانوادهاش همراه وى نبودند . او در هنگام حضور در غار براى بازگشتن به خانه و زندگى عادى خويش توشه برمىگرفت و اين روايت حاكى از آن نيست كه در اين
هامش
( 5 ) - مقصود از شبهاى « ذوات العدد » شبهاى دهه آخر ماه رمضان است كه در آنها به اعتكاف مىپرداخت . ر . ك : روزه ، محمّد عزه ، سيرة الرسول ، ج 1 ، ص 31 . - م .
( 6 ) - البداية و النهاية ، ج 3 ، ص 2 .