پيامبر مىفرمايد : پس من خواندم و او نيز كار خود را به پايان برد و از من روى برتافت و در اين ميان من از خواب بيدار شدم ، در حالى كه گويا آن كلمات بر قلبم نقش شده بود . از غار بيرون رفتم تا آنهنگام كه به ميان كوهها رسيدم . در اين زمان آوايى از آسمان شنيدم كه مىگويد : اى محمّد ، تو رسول خدايى و من جبرئيل . پس سر به سوى آسمان بلند كردم و نگريستم . ناگاه جبرئيل را به صورت مردى ديدم كه پاهايش به سمت افق كشيده شده و مىگويد : اى محمّد ، تو رسول خدايى و من جبرئيل .
پيامبر مىفرمايد : پس ايستادم ، نه به پيش مىرفتم و نه به عقب برمىگشتم ، بلكه به جبرئيل مىنگريستم . در اين زمان به نگريستن به زواياى افق پرداختم و در هيچسو نمىنگريستم مگر آنكه جبرئيل را در آنجا با همان حالت مىديدم . همچنان ايستاده بودم ، نه به پيش گام مىنهادم و نه به پشت سر برمىگشتم . آنقدر اين توقف به طول انجاميد تا آنجا كه خديجه فرستادگانى در پى من فرستاد . آنان به بلندترين نقطهء اين ارتفاع رسيدند امّا مرا نيافتند به سوى خديجه بازگشتند و من در همان جاى خود ايستاده بودم . پس از مدتّى جبرئيل از من روى برتافت » .
بىترديد ميان اين روايت با روايت شمارهء قبل تفاوتى ذاتى و اساسى وجود دارد .
190 - خبر صحيح بخارى و ديگر صحاح اهل سنّت حاكى از آن است كه رويارويى پيامبر ( ص ) با جبرئيل امين در بيدارى بوده است و نه در خواب ، امّا اين خبر دوّم از آن حكايت دارد كه اين رويارويى در خواب صورت گرفته و نه در بيدارى ، هرچند بر مبناى اين روايت آن خواب همانند بيدارى بود ، چه پس از آنكه وى از خواب بيدار شد ، همهء آنچه را جبرئيل گفته بود به خاطر داشت ، و حتّى يك كلمه از آن را از ياد نبرد و بىترديد اين خواب نيز نوعى وحى بود و بنابراين ، اختلاف ميان دو روايت اختلاف در نحوهء اين وحى است نه در اصل معنى و از اين جهت ، اين دو خبر با يكديگر همسويى دارند نه اختلاف .
عليرغم وجود اين همسويى در اصل معنى ، نوعى اختلاف در نحوهء رخ
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 536
مساهمون: حسين صابري
ص٥٣٦