تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
نيز كم نمىشمرم و در حق آنان كوتاهى نمىكنم » « 24 » . 183 - اين بخشى از كتابى است كه بىترديد از نظر بشارت دادن به پيامبر موعود و خبر دادن از آمدن رسول خدا ( ص ) دربر دارندهء هيچ حقيقتى نيست و شايد اگر چنين نسبتى به سيف بن ذى يزن كه اين روايت مدّعى آن است صحّت داشته باشد ، منشأ و منبع اين اظهارات آگاهيهايى باشد كه سيف از طرق ديگر در اختيار داشته است ؛ چه ، او يك مسيحى آگاه بود نه يك بت‌پرست نادان و بيسواد . ما نمىتوانيم قائل به آن شويم كه سيف يك كاهن بوده است هرچند روايت فوق در كتاب هواتف الجانّ وجود داشته باشد ، هرچند گفته شود كاهنان به وسيلهء الهامهاى جنّيان سخن مىگفتند و گفته‌هاى آنان را تكرار مىكردند و هرچند چنان كه ما مىگوييم نمونه‌هايى از سجع ويژهء كاهنان - و البتّه نه به صورت فراگير بلكه به صورت موردى و جزئى - در آن وجود داشته باشد . زيرا ممكن است وجود اين سجع در اظهارات سيف بن ذى يزن كار كاهنانى باشد كه مىخواستند اوّلا به وسيلهء آوردن عباراتى مسجّع در كلام وى و ثانيا با قراردادن اين روايت در كتاب هواتف الجانّ او را در جماعت كاهنان در آورند . بنابراين ، حقيقت آن است كه اين حديث ، همان سان كه گفته شد ، سخنان كسانى است كه از كتب الهى آگاهيهايى داشته و اين روايت از روايات مشهور و مستفيض است . از همين قبيل است آنچه به سند صحيح از برخى از افراد خاندان مضر روايت مىشود كه گفت : « در آستانهء شام بوديم كه در كنار بركه‌اى كه درختانى چند در آنجا وجود داشت فرود آمديم . يكى از راهبان صداى ما را شنيد و به كنار ما آمده گفت : « اين زبان كه با آن سخن مىگوييد زبان مردم اين سرزمين نيست » گفتيم :
هامش
( 24 ) - ر . ك . البداية و النهاية ، ج 2 ، ص 329 و 330 ، به نقل از : خرئطى ، ابو بكر ، هواتف الجان .