تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
دشمنى كند . او هرگز با قوم خود كينه و دشمنى نورزيد ، بلكه مهربان و آشنا و اهل الفت با ديگران بود ، هرچند در آنچه آن مردم مىكردند با آنان همسويى نداشت و كردار آنان را مورد انكار قرار مىداد و محكوم مىساخت و البتّه هرگز بر كسى خشم نمىگرفت ، با كسى دشمنى نمىورزيد و سخنان زشت و ناروا بر زبان نمىراند . حداكثر چيزى از اديان كه او در پى شناخت آن بود ، دين ابراهيم بود چرا كه ، آثار و باقيمانده‌هاى اين دين هنوز در جامعهء آن روز پابرجا بود و برخى از آيينها و احكام و فرايض اين دين يعنى حج - البتّه با مقدارى تفاوت - به مورد اجرا در مىآمد و علاوه بر آن مردم به انتساب خود به ابراهيم فخر مىورزيدند و بدين‌ترتيب رسول خدا ( ص ) مىدانست كه ابراهيم نياى قوم او و پيامبرى مرسل است . محمّد مىخواست در كنار پشت كردن به بتها بداند ابراهيم از جانب پروردگار خود - كه او مىدانست خدايى است يگانه و يكتا ، فرد و صمد كه نه زاييده شده و نه مىزايد - مردم را به چه چيزهايى فرا مىخواند . در اين ميان ، او اطّلاع چندانى از ديگر پيامبران چون موسى ، عيسى ، داوود و سليمان و بويژه اطّلاعات دقيقى از جزئيات كتب آنها و از جمله تصريح اين كتب به آمدن پيامبرى پس از موسى و عيسى و اينكه او از جبل فاران يعنى همان كوههاى مكّه بر خواهد خواست نداشت تا از اين فرصت به سود خود استفاده كند و مدّعى آن موقعيّتى شود كه كتب پيشين براى پيامبر موعود پيش‌بينى كرده و او از آن اطّلاع داشته است . در دو ملاقاتى نيز كه پيامبر با راهبان داشت از آنان درسى نياموخت چه ، در اين ملاقاتها دربارهء رسول خدا ( ص ) سخن گفته مىشد و نه اينكه او خود با راهبان گفتگو كند . علاوه بر اين ، وى آن هنگام كه با بحيرا ملاقات كرد كودكى خردسال بود و خاندان و همراهانش از جانب او سخن مىگفتند . همچنين در تاريخ چنين سراغ نداريم كه همراهان آن سفر گفته باشند كه آن راهب سخنى با پيامبر ( ص ) در